محمد شيرازى ياد مىكند كه چهل سال در اصفهان فلسفه تدريس كرده است ( 100 ) ؛ اين مربوط به قرن دهم است . ملا حمزهء گيلانى از حكماى قرن دوازدهم است كه از قوىترين استادان حكمت به شمار مىرفته است . او كتابى با عنوان تحقيق النفس و مسائلها نگاشته است ( 136 ) . حاج خليل حريجى نيز از « ارباب الذوق و الحكمةالإشراقية » بوده و مؤلف مقدارى از شرح حكمه الاشراق با حاشيهء ملا صدرا را نزد وى خوانده است ( 147 146 ) .
از نوشتههاى فلسفى اين دوره چنين به دست مىآيد كه شيوهء حاشيهنويسى همچنان رواج داشته و تأليف مستقل كمتر بوده است : حاشيهء شرح تجريد ( 100 ، 126 ، 137 ، 176 ) ؛ حاشية الحاشية القديمه ( 99 ، 100 ) ؛ حاشيهء شرح الهيات ( 69 ) ؛ حاشيهء شرح حكمه العين ( 65 ، 157 ) ؛ حاشيهء شرح المطالع ( 100 ) ؛ حاشيهء الشافى ( 161 ، 180 ) .
نكتهاى كه بر اساس اين مطالب مىتوان دريافت ، آن است كه به رغم مبارزاتى كه شمارى از علماى دورهء اخير صفوى ، بر ضد فلسفه داشتهاند ، اين دانش ، همچنان نيروى خود را حفظ كرده است . اين قبيل مبارزه را حتى در وقف نامههاى برخى از مدارس دورهء اخير صفوى مىتوان ملاحظه كرد . از جمله در وقف نامهء مدرسهء مريم بيگم كه در نزديكى چهار راه نقاشى ، در نزديكى محلهء خواجوى اصفهان قرار داشته ، آمده است :
و بايد كه كتابهاى علوم وهميّه ، يعنى علوم مشكوك و شبهات كه به علوم عقليه و حكمت مشهور و معروف است ، مثل شفا ، اشارات ، حكمة العين ، و امثال ذلك به شبهه دخول در مقدمات علوم دينى نخوانند . « 1 »
با اين حال ، فلسفه خوانى در آخرين دهههاى دورهء صفوى در اصفهان ، هنوز نيرومند بوده و بسيارى از مدارس ، شهريه طلبه را متوقف بر خواندن حكمت مىكردند . شرحى كه على قلى جديد الاسلام در گفتگو با يك طلبه ارائه داده جالب است : فقير وقتى كه با يكى از اين ملّاهاى حكمت خوان گفتگو نمودم و خاطرنشان او كردم كه حكمت افلاطون و ارسطو به كار دين و ديندارى نمىآيد ، در جواب گفت كه ، حالا در اين زمان به قدر دانستن فن حكمت افلاطون و ارسطو ، وظيفه به هركس داده مىشود و امثال من كه به تحصيل مىآييم ، بنا بر بىبضاعتى مىخواهيم كه تحصيل علم باز تحصيل مدار گذران ما بشود و چون مىبينيم كه بناى وظيفه گرفتن و دادن و ترقى در اصفهان به دانستن حكمت است ، لهذا به
هامش
( 1 ) . همايون فرخ ، تاريخچه كتاب و كتابخانه ، مجلهء هنر و مردم ، ش 65 ، ص 67 . در كتابى نيز كه علىّ بن شيخ حسين كربلايى از شاگردان علامهء مجلسى با عنوان « سراج السالكين » به نام مريم بيگم نگاشته ، خواسته است تا « اعتقادات فرقهء ناجيه اماميه را با اعتقادات مشهورهء مخالفان ايشان يعنى حكما و صوفيه و معتزله و اشاعره از يكديگر جدا » سازد . نسخهاى از آن در كتابخانهء مرعشى با شمارهء 2023 موجود است . در برگ 26 آن اشاره به شاگردى خود نزد مرحوم مجلسى كرده است .