تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
شخصى مؤلف در گزينش اطلاعات و ارائه آن‌هاست ، دارد . بنا بر اين بايد تنها در چهار چوب اين محدوديت به نتايج داده شده نگريست ، نه بيشتر .

دانش‌هاى اسلامى رايج در قرن دوازدهم

قوّت برخى از دانش‌هاى اسلامى در هر دورهء تاريخى ، نشانهء علاقه‌مندى دانشمندان آن عهد به آن دانش‌هاى خاص است . پرداختن به فقه ، حديث ، فلسفه و عرفان در هر دوره با شدت و ضعف مواجه بوده ، گرچه در ميان اين چهار رشته فقه هميشه از قوت خاص خود برخوردار بوده جز آن كه همان هم گاه در برابر رشد تصوف با مشكلاتى روبرو بوده است . در كتاب مورد بحث ، در ضمن شرح حالها و ياد از تعليم و تعلم افراد و نيز آثار آن‌ها مىتوان اهميت هريك از رشته‌هاى مذكور را دريافت ؛ با اين تذكر كه علاقهء مؤلف به فلسفه ، تأثير خاصى در نتيجه‌گيرى ما دارد . از ميان 175 عنوان كتابى كه در متن و يا در حواشى از مؤلفان ياد شده ، نزديك به پنجاه عنوان در فلسفه است كه چند مورد آن مباحث كلامى است . اندكى بيش از همين مقدار ، عناوين كتاب‌هاى فقهى است . بقيهء عناوين در تفسير ، اخلاق ، حديث و رجال مىباشد . برابرى كتاب‌هاى فلسفى و فقهى در اينجا ، نشانگر اهميت فراوانى است كه در حوزه‌هاى علمى شيراز ، اصفهان ، و قزوين و جاهاى ديگر به فلسفه داده شده است . مؤلف در شرح حال بسيارى از افراد ، آنان را به عنوان متخصص فلسفه و حكمت مىستايد و در مواردى هم به عنوان فقيه و حكيم . آقا ابراهيم مشهدى « معروفا بالحكمة و الكلام و الفقه » ( 55 ) و سيد ابراهيم قمى « حاذقا فى الحكمة و الكلام و الحديث و الاصول و التفسير و الفقه » ( 56 ) . ميرزا ابراهيم اصفهانى « متبحرا فى الفقه و اصوله و حاذقا فى الحكمة و فصوله » ( 57 ) . ملا اسماعيل خواجويى سى بار شفاى بوعلى را مرور كرده و در فقه و تفسير و حديث و حكمت و كلام تبحر داشته است ( 68 ) . امير اسماعيل خاتون‌آبادى رساله‌هاى متعددى در حكمت داشته است ، همين‌طور حواشى بر الهيات اشارات و شرحى بر اصول كافى ( 69 ) . سيد بشير گيلانى نيز در حكمت و فقه و اصول فقه تبحر داشته است ( 81 ) . محمد باقر همدانى نيز ذهن وقّادى در علوم حقيقيّه و معارف ذوقيه داشته است ( 86 ) . آقا محمد تقى همدانى نيز استاد كتاب‌هاى حكمت به ويژه آثار ملا صدرا بوده است ( 88 ) . مؤلف دربارهء ميرزا محمد جعفر خفاف مىگويد كه بايد محقق دوانى و بوعلى و ديگران بودند و مىديدند كه تا چه اندازه در حواشى قديمه تخصص دارد ( 93 ) . ملا جلال الدين استرآبادى نيز حاشيه‌اى بر حاشيهء قديمهء دوانى نگاشته است ( 99 ) . مؤلف از يكى از شاگردان دوانى با نام ملا جمال الدين