عينى نماز جمعه دارد و اين كه اگر كسى با او اين نماز را اقامه نكند ، فاسق است . در حالى كه من در حال وى كنكاش كرده دريافتم كه عارى از كمترين علومى است كه اجتهاد متوقف بر آن است . . . وضع وى به گونهاى است كه او حتى يك سورهء قرآن را نيز به درستى نمىتواند بخواند ؛ حتى سورهء فاتحه و جمعه را خوب نمىخواند . آن گونه كه تكبيرة الاحرام را به نصب « الله » مىخواند ؛ يعنى اين نماز ، از همان اوّل باطل است تا برسد به آخر . شيخ على كه احساس مىكند اين غيبت است ، پاسخ اين اشكال را پيشاپيش داده مىگويد ، اين براى تنبيه افراد غافل است و از باب جرح و تعديل لازم . شيخ على با بيان نمونههاى ديگر ، مىافزايد :
افزون بر آنچه گذشت ، به قدم عالم هم باور دارد و از فردى معتمد شنيدم كه مىگفت : او مىگويد آنچه ميان دو جلد كتاب شفاى بوعلى آمده ، حق است كه از آن جمله همين بحث قدم عالم است . اين سخن او هم براى اين ادعاى اوست تا خود را نظير فارابى و بوعلى معرفى كند . وقتى شايع شد كه او قائل به قدم عالم است ، از رأى خود برگشته قائل به حدوث عالم شد ؛ اما قائل به قدم عالم را تكفير نمىكرد . وى به نزاعى نيز كه ميان وى و محقق در مجلس عقدى صورت گرفته و هر كدام وكيل يكى از دو طرف عروس و داماد بودهاند ، اشاره كرده و اين كه محقق در به كار بردن درست كلماتى كه در صيغهء عقد بايد جارى بشود ، حاضر به پذيرفتن سخن حق او نشده است . نيز از مجلسى ميهمانى ياد مىكند كه طبق معمول ، بنا به اعتبار اشخاص ، اول غذا را نزد فردى كه از همه محترمتر است ، مىگذارند . وقتى در اين مجلس ، طعام را نزد شيخ على گذاشتهاند ، به نظر وى ، محقق ناراحت شده ، اما نتوانسته چيزى ابراز كند و . . . !
پس از آن شيخ على به بيان برخى از فتاوى محقق كه به نظر وى نادرست است پرداخته و درست يا غلط ، آنها را به صورت استهزاءآميزى بيان كرده است . « 1 » صاحب روضات ، پس از اتمام اين نقلها ، با اشاره به مراتب علمى محقق ، بر خورد شيخ على را غير منصفانه دانسته است . در واقع ، بايد توجه داشت كه رقابت ميان اين دو عالم سبب شده است تا شيخ على كه خود نيز در شمار عالمان برجسته بوده ، اين چنين دربارهء عالمى ديگر تند روى كند . تنها نقل يك جمله از ولى قلى شاملو دربارهء محقق سبزوارى مىتواند روشنگر باشد كه مىنويسد :
« در اين ولا ، اكثر فضلاى اصفهان بل تمام ايران و ساير بلاد جهان ، مقابلهء كتب احاديث خصوصا كلينى بر وجه تهذيب و استبصار در خدمت آن جناب مىنمايند . » « 2 »
از اين بخش رسالهء تنبيه الغافلين شيخ على كه بگذريم ، بخش اصلى رساله ، به بحث فقهى - روايى دربارهء غنا پرداخته شده و ضمن آن كوشيده است تا حرمت مطلق غنا را ،
هامش
( 1 ) . خوانسارى ، همان ج 2 ، صص 75 - 77
( 2 ) . ولى قلى شاملو ، قصص الخاقانى ، ج 2 ، ص 58