تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
كلمات و چيزهاى ديگر است . كسى كه مجازات قرآن و سخنان افراد بليغ را بداند ، اين مطلب را به خوبى مىفهمد . اما اگر انسان عارى از كمترين آگاهىها در اين زمينه باشد ، همانند آن كه از تلاوت يك آيهء قرآن با رعايت اقل وجوه درست خوانى آن عاجز باشد يا نتواند يك عبارت عربى را بخواند يا به صورت صحيح بنويسد ، چگونه مىتواند متصدى معرفت احكام خدا از قرآن و حديث باشد ؟ كسى كه عمرى را در نماز جمعه و جماعت و نماز خود صرف كرده ، اما نمىتواند سورهء فاتحه و اذكار نماز را درست بخواند ، مردم را به تقليد از خود فرا مىخواند ، خود را برترين مردم مىداند و كسى را كه به او باور ندارد ، فاسق مىخواند . شيخ على در ادامه ، روا دانستن غناى در تلاوت قرآن را سبب تجرّى مردم دانسته و ابراز چنين فتوايى را ناشى از حب رياست و فزون كردن طرفدار دانسته است . وى محقق را متهم مىكند كه ، با اين كه سالها قائل به تحريم غنا بوده ، و شنيدن سماع صوفيان را فسق مىدانسته ، اكنون به خاطر مصالح خود و از آنجا كه مىبيند غنا ميان صوفيان شايع شده و رواج يافته ، حليّت آن را مطرح كرده و آنان نيز متقابلا در جمعه و جماعت وى حاضر مىشوند . شيخ على مىافزايد : من در اين شهر فردى غريب هستم ؛ و از جايى مىآيم كه اين مسائلى را كه در اينجا شاهد آنم ، در آنجا وجود نداشت . در اينجا مسائل خلاف دين واقعى را مىبينم كه مردم به آن روى آورده‌اند و سبب آن ، چيزى جز حب رياست نيست . زمان اقامت من در اين بلاد ، بالغ بر چهل سال است ؛ در تمام اين مدت ، كوشش كردم تا در حاشيه باشم ، اما اكنون كه مىبينم ، دين رنگ عوض كرده و ايمان عاريتى گشته ، تصميم گرفتم تا براى كسانى كه نصيحت پذيرند ، نصيحت كنم ؛ زيرا امر به معروف و نهى از منكر واجب است . اين مصادف با زمانى شد كه كسانى در تضعيف ايمان مردم و رواج عقايد فاسد تلاش مىكنند . بنا بر اين رساله‌اى نوشتم كه گمان مىكنم برخى از افراد عاقل و اهل تدبّر ، از آن بهره برند . در اين زمان كه ناقدى وجود ندارد ، و تمييز و تشخيص از ميان رفته ، برخى بر ادعاهاى خود افزوده‌اند . « 1 » وى اين مطالب را در رد بر محقق سبزوارى مىگويد كه اين زمان امام جمعهء اصفهان بوده و موقعيت بالايى داشته است . شيخ على دربارهء محقق چنين ادامه مىدهد : او ادعاى آن دارد كه افضل متقدمين و متأخرين مىباشد ؛ با اين كه مايهء علمى اين ادعا را ندارد . وى مردم را به معتقدات خود دعوت كرده و مىگويد اگر كسى مرا پيروى نكند ، فاسق است . از جمله اعتقاد به وجوب
هامش
( 1 ) . خوانسارى ، همان ، ج 2 ، ص 73