ائمهء اطهار عليهم السلام دستور دادهاند ، [ رفتار كنند ؛ ] چرا كه اشتباه و اشكال در مسائل و ادله فراوان بوده و شبهات و اختلافات و رسوخ هواى نفس در اظهار نظرها فراوان است . « 1 »
وى در پاسخ استفتاى ديگرى كه از وى دربارهء به آواز خواندن آيات قرآنى شده ، بار ديگر نظر خود را داير بر تحريم تأكيد كرده است . وى مىنويسد :
خلافى ميان علماى اماميه - رضوان الله عليهم اجمعين - نيست در اين كه غنا و سرود حرام است و از احاديث متعدده ظاهر مىشود كه كبيره است ؛ فرقى نيست كه غنا در قرآن باشد يا شعر يا غير . و فتواى بعضى از علماى سابق به تحريم رقص و تصفيق به نظر رسيده و فتواى كسى به اباحت آن به نظر نرسيده است . كتبه الفقير محمد باقر السبزوارى . « 2 »
اين پاسخ ، ما را با مشكل بيشترى دربارهء ديدگاه محقق سبزوارى روبرو مىكند . دشوارى اين است كه چگونه است كه محقق با داشتن رسالهء تحريميه و اين پاسخ صريح ، آن چنان از ناحيهء دانشمندان ضد صوفى اين دوره ، مورد حمله واقع شده است . به نظر مىرسد براى مخالفت ، انگيزههاى ديگرى هم در كار بوده است .
فيض كاشانى و مسألهء غنا
فقيه ديگرى كه تمايلاتى از هر جهت مشابه محقق سبزوارى داشت ، بلكه به مراتب در اين مسئله از او صريحتر بود ، ملا محسن فيض كاشانى ( م 1091 ) است . وى نه تنها در گرايش فقهى خود همانند وى مىانديشيد - و اين خط تا صاحب مدارك ( محمد بن على موسوى عاملى - م 1009 - و از آنجا تا مكتب فقهى مقدس اردبيلى مىرفت ) « 3 » - بلكه در مبحث نماز جمعه و از جمله همين بحث غنا نيز همان عقيدهء سبزوارى را داشت . به علاوه ، وى نيز همانند محقق ، شخصيت سياسى داشت و مدتى منصب امامت جمعه اصفهان را عهدهدار بوده با شاه عباس دوم ( 1052 - 1077 ) و سپس شاه سليمان ( 1077 - 1105 ) ارتباط داشت .
در برابر اين خط ، مخالفان متعددى قرار داشتند كه بسا در مسألهء نماز جمعه و غنا و گاه صرفا در مسألهء غنا ، با محقق سبزوارى و فيض كاشانى سخت درگير شدند .
ديدگاه فيض كاشانى آن چنان كه در برخى از آثار او آمده ، حرمت غنايى است كه در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 51
( 2 ) . ميرلوحى ، سيد محمد ، سلوة الشيعة و قوة الشريعة ، ص 375
( 3 ) . مدرسى طباطبائى ، مقدمهاى بر فقه شيعه ، صص 56 - 57 . مكتب فقهى مقدس اردبيلى ، يكى از مكتبهاى فقهى نيرومند اين دوره است ؛ البته اين به معناى آن نيست كه هر فتوايى متأخرين اين مكتب دارند ، متأخرين آنها نيز داشتهاند . مهم روشهاست كه تا اندازهاى يكسان بوده و نوعى سنتشكنى نسبت به اقوال گذشته است كه در اين مكتب وجود دارد .