تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
ابراز اين عقيده توسط محقق - و احيانا پيش از او توسط مجلسى اول و فيض - سبب برآشفتن مخالفان شده است . اگر محقق رسالهء تحريم را پس از كفايه نوشته باشد ، مىتوان گفت ، وى به دليل تغيير رأى اجتهاديش و يا به قصد آرام كردن گرد و خاكى كه توسط مخالفان برپا شده بوده ، رسالهء تحريميه را نگاشته و از آنچه كه در كفايه يا رساله‌اى مستقل - كه به دست نيامده - تأليف كرده ، برگشته است . محقق سبزوارى در رسالهء تحريم غنا ، پس از ارائهء ادلهء حرمت غنا ، از خواندن قرآن ياد كرده و روال بحث را در تحريم ادامه داده است . شگفت‌ترين بخش آن ، بخش پنجم است كه ضمن آن به وضعيت زمان خود و آوازه خوانى رايج ميان صوفيه اشاره و از آن انتقاد كرده است . وى مىنويسد : در ميان جماعتى از مردم روزگار ما ، خواندن قرآن با آوازه و نغمه رايج گشته است ؛ همين‌طور خواندن و شنيدن دعاها و اذكار ؛ گاه اين وضعيت به خواندن اشعار متصوّفه و مانند آن با آواز ، سرايت كرده و از دايرهء عوام فراتر رفته ، به خواص از اهل علم و ديانت و افرادى كه منسوب به تقوا و عدالت هستند ، رسيده است . اين افراد اين گونه استدلال مىكنند كه خواندن آنچه در قرآن ، دعاها و اشعار مشتمل بر حكمت و موعظه آمده است ، غنا نيست ؛ بلكه غنا ، چيزى است كه مردمان اهل لهو و فجور در مجالس گناه و شراب و غيره به آن مىپردازند . . . گاه نيز به اين مطلب استدلال مىكنند كه عرف اين قبيل موارد را غنا نمىداند و بنا بر اين حرام نيست . گاه نيز گفته مىشود كه حقيقت غنا مجهول بوده و ثابت نيست كه اين قبيل موارد غنا باشد و از آنجا كه اصل اباحه است ، تا دليل كافى نباشد ، نمىتوان اين موارد را حرام دانست . « 1 » محقق سبزوارى ، سپس به بيان جواب اين اشكالات پرداخته و با توجه به اين كه غنا يك لغت عربى است ، دخالت دادن عرف عجمى را در آن ناصواب مىشمرد . وى مىگويد كه در لغت ، به همهء اين موارد غنا گفته مىشود ؛ كما اين كه اهل موسيقى نيز لفظ غنا را شامل همهء اين موارد مىدانند . وى تأكيد دارد كه حتى عرب امروز نيز غنا را شامل همهء اين موارد مىدانند . در نهايت مىنويسد : آنچه شايسته افراد متّقى و متديّن ، به ويژه اهل علم و فقه است ، آن است كه از اين قبيل موارد پرهيز كرده ، در كار دين ، رعايت احتياط داشته ، به اصحاب اهواء نگرويده ، از تمايلات نفسانى و لذّت‌هاى طبيعى ، پرهيز كنند . در اين زمان ، بهتر آن است تا در كار دين احتياط نموده ، تنها بر امور يقينى تكيه كرده ، درست همان‌طوركه
هامش
( 1 ) . سبزوارى ، رسالة فى تحريم الغناء ، ج 1 ، ص 44