تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
به حلّيت قسمى از غنا تغيير كرده است . خواجويى كه رسالهء تحريميه خود را ناظر به سخنان محقق سبزوارى - و سيد ماجد بحرانى - نوشته ، تنها مطالبى كه نقل و نقد كرده ، از كفايه « 1 » و احيانا ذخيرة المعاد سبزوارى است . وى در ميانهء رسالهء خود ، مىنويسد : اكنون كه اين مطالب را نگاشتم ، آگاه شدم كه محقق سبزوارى رساله‌اى در تحريم غنا نوشته است . وقتى آن را به دست آوردم ، ديدم كه او در قديم قائل به تحريم غنا - ى قرآنى - بوده و پس از آن قائل به اباحهء آن ، بلكه استحباب شده است . شاهد آن ، سخن وى در كفايه است كه مىگويد : و فصّلناه فى بعض رسائلنا . اين سخن او اشاره به همين رساله [ يعنى رسالهء تحريم ] است . « 2 » در حالى كه ما پيش از اين گمان مىكرديم كه مقصودش رسالهء مستقلى بوده كه در اباحه نوشته بوده است » . « 3 » سپس بخش‌هايى از متن رسالهء تحريميه سبزوارى را كه معتقد است مؤلف داراى « ذهن ثاقب و فكر صائب » است ، همراه با شرح و توضيح آورده است . به نظر مىرسد ، دليل اصلى آوردن اين متن آن است تا نشان دهد ، نظر قديم محقق سبزوارى كه به اعتقاد خواجويى تحريم بوده ، درست‌تر از نظر بعدى او در كفايه است كه به تحليل گرايش دارد . خواجويى درست مانند شيخ على عاملى كه به طعنه گفته است ، تغيير عقيدهء محقق از تحليل به تحريم « 4 » نه از بابت عوض شدن رأى اجتهادى مجتهد است ، مىنويسد : اين كه شاهد هستيد كه وى بعد از رسالهء تحريم ، مطالب ديگرى را در كفايه آورده كه داراى « اختلاطات عجيبه و اختلافات غريبه » است ، ليست ممّا يوجبه تجدّد رأى المجتهد ، ناشى از تغيير رأى اجتهادى مجتهد نيست ، بلكه ناشى از هواپرستى و مخالفت با ادلّه است . « 5 » آنچه مهم است اين كه ما از تاريخ تأليف كفايه كه سال 1055 است آگاه هستيم ؛ اما از تاريخ تأليف رسالهء تحريم غناى او آگاهى نداريم تا بدانيم كدام يك زودتر تأليف شده است . از آنجا كه شيخ على رسالهء تحريم غناى خود را در رد بر محقق در ربيع الآخر سال 1087 نگاشته ، و در پايان آن اظهار داشته كه رسالهء تحريم غناى محقق را پس از تدوين رساله‌اش ديده ، به نظر مىرسد ، فعلا مىتوان پذيرفت كه ، محقق ابتدا بر عقيدهء تحليل بوده
هامش
( 1 ) . خواجويى ، همان ، صص 629 - 630 ، 633 ( 2 ) . مصحّح نوشته است كه بدون ترديد مقصود محقق در اين عبارت ، رسالهء تحليليه است نه تحريميه . ( 3 ) . خواجويى ، همان ، ص 611 ( 4 ) . شگفت آن كه شيخ على ، در رديهء خود بر محقق ، مىنويسد كه او سالها قائل به تحريم بوده و پس از آن به خاطر انگيزه‌هايى از جمله تكثير سواد ، به تحليل غنا روى آورده است . ( به مباحث بعدى توجه فرماييد ) . ( 5 ) . خواجويى ، همان ، ص 619