تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
نوعى است كه در مجلسى اول ، فيض كاشانى و محقق سبزوارى مىتوان يافت . در ميان عبارات اين قبيل افراد ، نخستين فردى كه متن صريحى از او در دسترس است ، مير صدر الدين محمد دشتكى ( زنده در 973 ) است كه پس از اشاره به اين كه « اماميه و شيعه ، غنا و آلات آن را به طور مطلق حرام كرده‌اند » ، مىنويسد : اما من مىگويم : خواندن قرآن و احاديث و اشعارى كه مشتمل بر حكمت و موعظه و نصايح و تحميد و تمجيد خداوند و وصف رسول و مناقب اهل بيت عليهم الصلاة و السلام است ، اگر راست باشد و به خاطر خدا و كسب ثواب و نصيحت مؤمنان با صداى نيكو خوانده شود ، و از زن اجنبى يا پسر بچه كه شائبهء فسق و شهوت در آن است صادر نشود ، فلا أرى به بأسا بل أراه مستحبة مندوبة اليها لزيادة تأثيرها حينئذ فى القلوب . به نظر من اشكالى ندارد ، بلكه مستحب است ؛ چرا كه به اين صورت ، تأثير بيشترى در دلها مىگذارد . « 1 » نمونهء ديگر آخوند ملا محمد تقى مجلسى ( م 1070 ) است كه همين تمايلات را داشت . او نيز روى صوت نيكو در قرائت قرآن تأكيد زيادى داشت و در پاسخ پرسشى كه از او شد ، كوشيد تا خواندن قرآن را به صورت زيبا از مصداق غناى حرام خارج كند . وى مىنويسد : بعضى توهّم كرده‌اند كه هر چه موافق مقامى از مقامات دوازده‌گانه يا بيست و چهار شعبه باشد ، آن غناست ؛ و غلط [ به معناى اشتباه ] كرده‌اند ؛ [ چرا ] كه هر صدايى كه از حيوان [ نيز ] بر مىآيد ، موافق مقامى از مقامات است و تحقيقش آن است كه بسيار است كه آدمى مفتون آواز خوش مىشود و او را از حق تعالى بازمىدارد و اگر در مقام محبّت است ، سبب ازدياد محبّت مىشود و اگر كسى در اين مقام نباشد ، نشنيدنش اولى است . « 2 » شبيه همين فتوا را از عالم عارف ديگرى در اين دوره ، با نام محمد على سبزوارى ( م 1078 ) داريم . وى باب دهم كتاب تحفة العباسيهء خود را كه به شاه عباس دوم ( سلطنت 1052 - 1077 ) تقديم كرده ، به اين صورت عنوان‌گذارى كرده است : « در بيان آواز خوش و در بيان آن كه هر آواز خوشى غناى مذموم در شرع نيست » . وى در اين فصل ابراز مىدارد كه « پس ، آواز خوش ، از حيثيّت خوشى حرام نيست » . وى با استناد به رواياتى كه شيخ كلينى در كتاب كافى در باب تلاوت قرآن يا باب ترتيل القرآن بالصّوت الحسن « 3 » آورده است ، مىنويسد : « پس ، حرام شدن آواز خوش را سببى باشد كه او چون موجود شود ، استماع آواز خوش حرام بود ؛ مثل آواز زن نامحرم يا پسرى كه شنيدن او موجب انبعاث شهوت شود ، يا آواز
هامش
( 1 ) . دشتكى ، الذكرى ، به نقل از : مختارى ، رضا ، همان ، دفتر سوم ، ص 1595 ( 2 ) . مجلسى ، محمد تقى ، رسالهء مسئولات ، ص 704 ( 3 ) . كلينى ، كافى ، ج 2 ، صص 615 - 616