تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
كسى كه با چيزى خواندن رباب و چنگ و بربط و امثال آن زند ؛ زيرا كه اكثر احاديثى كه در مذمّت غنا واقع شده ، دالّ است بر مذموم بودن آواز جهت مقارن بودن با ساز . » وى در ادامه به رد اين نظر كه مطلق غنا با تعريف « كشيدن آواز مشتمل بر وصفين ترجيع و اطراب » حرام باشد ، مىنويسد : « حكم كردن به حرام بودن معانى [ ظ : اغانى ] مطلقا ، منافى است با احاديثى كه قبل از اين مذكور شد ؛ به واسطهء آن كه احاديث مذكور دالّند بر فضيلت آواز خوش . و سرود ، آواز خوش است . » پس از آن چنين نتيجه مىگيرد كه : پس آنچه به خاطر فقير مىرسد ، آن است كه غناى مذموم آوازى است كه مشتمل بر لهو و باطل و دروغ [ باشد ] و بهشت و آخرت را به خاطر نرساند . « 1 » اين هم نمونه‌اى ديگر از ديدگاه يك عالم عارف مسلك معاصر مجلسى اول ، فيض و محقق سبزوارى است كه نشان مىدهد زمينهء طرح اين بحث را به خاطر همان گرايش خود طرح كرده‌اند .

محمد باقر سبزوارى و مسألهء غنا

به هر روى ، داستان غنا با ملا محمد باقر معروف به محقق سبزوارى « 2 » ( م 1090 ) كه موقعيت سياسى - مذهبى بالايى در اصفهان داشت ، مطرح گرديد ، زمانى كه وى اين بحث را مطرح كرد ، مخالفت زيادى از فقيهان ، به ويژه نسلى از فقهاى عرب مقيم اصفهان را كه موضع ضد صوفى داشته و اين موضع را نسل اندر نسل از زمان محقق كركى ( م 940 ) به اين سوى داشتند ، برانگيخت ؛ به طورى كه رساله‌هاى متعددى در اين باره نوشته شد . وحيد بهبهانى ( م 1206 ) نوشته است : صاحب كفايه - يعنى محقق سبزوارى صاحب كفاية الاحكام - غناى در قرآن را استثناء كرده است . شنيدم كه شمارى از فضلا ، بيش از بيست رساله در رد بر او نوشتند كه همهء آنان از شاگردان آقا حسين خوانسارى و از برجستگان روزگار بودند . « 3 » مشكلى كه وجود دارد اين است كه آيا محقق سبزوارى رساله‌اى در رد تحريم مطلق غنا يا به اصطلاح تحليل غنا داشته است يا نه ؟ در اين باره بايد گفت ، در حال حاضر ، دو متن از محقق دربارهء غنا در دست است : نخست متنى كوتاه در كتاب كفاية الاحكام [ تأليف به سال 1055 ] « 4 » كه ضمن آن غناى در قرآن را از اصل غنا ، استثنا كرده است . دوم رسالهء مستقلى كه عنوان آن رسالة فى تحريم الغناء مىباشد . با همهء جستجويى كه صورت گرفته ، « 5 » تاكنون رساله‌اى در حلّيت قسمى از غنا از محقق به دست نيامده است . تنها شاهدى كه دربارهء
هامش
( 1 ) . سبزوارى ، محمد على ، تحفة العباسية ، صص 1606 - 1611 ( 2 ) . دربارهء شرح حال او و اولاد و اعقابش بنگريد : مهدوى ، مصلح الدين ، خاندان شيخ الاسلام . ( 3 ) . نجومى ، مرتضى ، رسالة الغناء ، ص 37 ( 4 ) . مهدوى ، مصلح الدين ، همان ، ص 98 ( 5 ) . اين جستجو را استاد مختارى و دوستانشان براى تدوين ميراث فقهى غنا و موسيقى انجام داده‌اند .