يعقوب قطع نظر از آن كه گفتيم سه هزار سال قبل از [ آن كه ] شعيا اين كتاب را بنويسد ، به رحمت حق تعالى رفته بود ، همين يك نفر بود ، چون مىشد كه گاهى به مفرد و گاهى به لفظ جمع خداى تعالى به او خطاب كند كه به غير از اين كه اين عبارت هيچگونه تعلقى به احوال حضرت يعقوب ندارد و اگر چنانچه صاحبان ادراك در آن تأمل كنند ، مىدانند كه تأويل نمودن نصارا آن شخص مخاطب را به حضرت يعقوب ، محض عناد و حق را پنهان كردن است و اگر نه به احوال حضرت خاتم الانبياء مناسبت دارد .
چنانچه فقير مطابق كردهام در آن زمان كه حق تعالى اين عبارت را مىفرمود ، نور حضرت رسول و نور حضرت امير المؤمنين و حضرت فاطمه و يازده فرزند او همه يك نور بودهاند . بدين سبب از براى اتمام حجت بر انكاركنندگان به اين وضع ، به انوار آن حضرت مخاطبه مىنمايد كه گاه به اصل خطاب مىكند و گاهى به همه و در آخر مىفرمايد كه ، شما گواهان من هستيد ، مىخواسته است كه اعلام كند كه خلقت نور حضرت امير المؤمنين و فاطمه و يازده فرزند ايشان - صلوات الله عليهم - مقدمند بر خلقت همهء مخلوقات ، و با او در آن زمان يك نور بودهاند ، چنانچه در جاى خود ثابت كردهايم و در اين عبارت خداى تعالى حجت را در اين باب با نصارا تمام مىكند .
و بعد از آن مىفرمايد كه ، به غير از من خداى صانعى هست كه من او را نشناخته باشم ، به درستى كه همه سازنده بتها چيزى نيستند و بتهاى ايشان و خوشآيندگيها كه در آنها مىباشد ، هيچ كار ايشان نخواهد بود و بتها خودشان گواهان بر ايشان هستند به اين كه چيزى نيستند ، چرا نمىبينند و نطق ندارند تا آن كه شرمنده شوند آنها كه ايشان را خدا دانسته مىپرستند ؛ كسى ديده كه قبول كند كه خدا را مىتوان ساخت كه ايشان شبيه خدا مىسازند كه به هيچ كار نمىآيد ، اما بدانيد كه همه پادشاهان ايشان شرمنده خواهند شد و درودگر و خود بتها در آن وقت ، يعنى در روز قيامت ، همه يك جا در يك وقت جمع خواهند شد و روزى كه همه جمع شوند شرمنده و خوفناك خواهند بود ، زيرا كه آهنگر به معونت آتش و سوهان و مطرقه و زور و قوت دست خود بت را به شكل در مىآرد ، كسى كه گرسنه و تشنه مىشود و از كار كردن مانده مىگردد ، چگونه خدا مىتواند ساخت و همچنين درودگر و خرّاط درخت سدر يا چنار بريده و ريسمان انداخته از پا در مىآورند و او را پاره پاره كرده آنچه بعد از تراشيدن مىماند ، در چرخ انداخته مدوّر مىسازد . بعد از آن به صورت مرد مثل انسان مقبول مىسازد و در خانه خود نگاه مىدارد و به اين وضع از درختى كه خود نشانده و به آب باران بزرگ گرديده است ، خدا براى خود مىسازد و تتمهء آن درخت را در آتشدان گذاشته نان و گوشت مىپزد و قدرى ديگر را آتش روشن كرده
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 690
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٦٩٠