نصارا مىگويند كه آن شخص حضرت يعقوب بود و قبل از زمان شعيا قريب به سه هزار سال از دنيا رحلت فرموده بود . من به ايشان ثابت كردهام كه اين خطاب را خداى تعالى به نور حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - داشته است و جرانيم ناپاك كه در كتاب هداية الضالين احوال او را بيان نمودهام ، اسم آن حضرت را محو و نام يعقوب را نوشته و دليل بر اين مدعا مطابق گرديدن عبارت است بر بعثت آن جناب و اهل بيت او - عليهم السلام - چنانچه هر صاحب عقلى كه اين عبارت را به نظر تأمل نگاه كند ، معلوم او خواهد شد .
پس حق تعالى بعد از آنچه مذكور گرديد ، مىفرمايد كه ، از حالا بشنو اى بندهء من ؛ يعنى محمد ، و اى عبد الله كه من تو را انتخاب نمودهام ، هر چه مىفرمايد پروردگار و آفريدگار تو و آن كسى كه از رحم مادر كمك خواهد نمود تو را ، اى محمد ! تو عادلترين بندگان منى كه تو را انتخاب نمودم . مترس ، زيرا كه من آبها در بالاى آن كسى كه تشنهلب لقب دارد ، خواهم ريزانيد و از براى خشك شده از تشنگى نهرها جارى خواهم ساخت و روح خود را بالاى تو و اولاد تو فرو خواهم آورد و به ذرّيهء تو رحمت خواهم نمود و در ميان سبزه و چمن از قبيل درختان بيد در كنار آبروان ، شاخهها به هر طرف خواهد كشيد . و يكى خواهد گفت كه ، من از صاحبم و ديگرى به اسم محمد آواز خواهد داد و اين به دست خود خواهد نوشت كه به آن صاحب و به نام عبد الله خود را موسوم خواهد ساخت و مىفرمايد اين چيزها را پادشاه عبد الله و خلاصكننده آن صاحب جنود ، به درستى كه من اولم و من آخرم و به غير من نيست خداوندى . اگر كسى هست كه مثل من باشد ، صدا زند و خود را بنمايد و به ترتيب نقل كند آنچه شد از ابتداى آن زمان كه من مخلوقات اوّل خلق كردهام و اينها كه بعد از اين خواهد شد تا به آخر ، پيش از وقوع بگويد . اما شما اى بندگان من ! مترسيد و مضطرب مشويد ، زيرا كه من آن زمان تو را شنونده ساختهام و اين وقايع را بىشكى به تو اعلام نمودهام ، شما گواهان منيد .
حالا قبل از اتمام عبارت ، ايرادى كه بر اين عبارت وارد مىآيد مناسب است كه نقل كرده جواب گفته شود . اگر كسى به تعجب افتاده از تغيير اسلوب اين عبارت ، به خاطر برساند كه نامربوط است و بگويد كه چه معنا دارد كه هر لحظه خداى تعالى خطاب را تغيير دهد . گاهى شما خطاب كند ، و گاهى تو مىگويد و بعد از آن شما گواهان من هستيد مىگويند ، بدانند كه بنده مدتى در اين عبارت فكر كردهام و هر چند اول نامربوط به نظر مىآمد ، اما بعد از آن كه درست تأمل نمودهام يافتهام كه هيچ نامربوطى در آن راه ندارد ، بلكه عين مصلحت بود كه به اين وضع بفرمايد . پس براى اتمام حجت بر انكاركنندگان آن نور كه حق تعالى او را مخاطب ساخته است و آن كسانى كه اسم حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - را محو و به جاى او يعقوب نوشته است ، چنين فرموده است ، زيرا كه حضرت
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 689
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٦٨٩