مىشود . اما مىبايد بدانيد كه خوردن سفارش ما را به خدا نمىكند و اگر بخوريم زياد نخواهيم شد و اگر نخوريم ، كم نخواهيم گشت .
پس تأمل كنند حالا صوفيان ناصاف اعتقاد در اين عبارات ببلوس كه چه قدر فريبندگى دارد ، و غلطاندازى او را ملاحظه كنند كه مذهب باطل او و صوفيه از او بيرون مىآيد . پس چرا شب و روز اوقات خود را به ذكر كمالات و فضائل ملاى روم و ساير مشايخ صوفيه صرف مىكنند و ايشان را به سبب نوشتن مثنوىها و شعرها كه كفر را در لباس رنگين جلوه دادهاند تعريف مىكنند ؟ حالا ملاحظه فرمايند اين عبارت ببلوس را و كمال او را ببينند ، زيرا كه هر چند كار مشايخ صوفيه اين است كه كفر را در لباس ايمان به مردم بفروشند ، اما به رنگينى ببلوس گمان ندارم كفرهاى خود را جلوه داده باشند . پس خوب است كه من بعد ، شاگردى پير خود ببلوس را اختيار كنند و كشف و كرامات را به او نسبت دهند ، چرا كه عبارت او كه با مذهب صوفيه موافق آمده است ، گويا از جمله كرامات اوست كه از او به ظهور رسيده است . نمىبينند اين كه در اين عبارت بتها را نيز خدا دانسته است ، چنانچه يكى از مشايخ صوفيه در شعر خود بتها را خدا دانسته ، گفته است كه :
اگر مسلم بدانستى كه بت چيست * بدانستى كه دين در بتپرستى است
پس هرگاه معلوم شد كه ببلوس از رحمت مأيوس و صوفيه در اعتقاد و مذهب موافقند و بلكه صوفيه ، مقلدان ببلوس و نصارااند ، اولا بر نصارا لشكر ردّ و لعن روانه مىكنيم ، زيرا كه بعد از آن كه نصارا هدف تير لعن شدند ، از سكوت و الزام ايشان كه پيشوايان دين صوفيهاند ، سكوت و الزام صوفيه نيز به عمل خواهد آمد و از خوف سنان لعن شيعيان ، در تكيهها ، به بهانهء رياضت كشيدن مخفى گشته مهر سكوت بر دهان هرزه گوى خود خواهند نهاد .
پس مخفى نماند كه آنچه ذكر كردم كه نصارا اعتقاد دارند به اين كه به توسط يكى شدن ذات انسان با ذات خدا ، خدا انسان شد و از رحم مريم متولد گرديد ، از اين عبارت ببلوس ثابت و معلوم مىگردد و مىگويند كه ذات الهى و ذات انسانى هر دو در يك عيسى به وجود خدا موجود شده است ؛ لهذا مىگويند كه به توسط عيسى همهكس خدا شد ، چرا كه به توسط او ذات خدا و ذات انسان به يك وجود خدا از رحم مريم موجود شدهاند و به دنيا آمدهاند ؛ پس همهء ذوات انسانى كه با ذات انسان در مفهوم متحدند نيز خدا خواهند بود .
اما چون در رد اصل اول از اصول سبعهء ايشان كه به انسانيت تعلق دارد ، در كتاب هداية الضالين مذكور گرديده است كه اين اعتقادات ايشان باطل است و بر وجهى بيان بطلان مذاهب ايشان تحرير يافته كه ديگر شبهه بر كسى نمىماند ، در اين رساله همين را لازم دانستيم كه رعايت ببلوس را كه اصل دين همهء نصارا و صوفيه به او مىرسد منظور داشته