اهل آن مجلس كه اين جماعت در آنجا مذاكره اقوال پيران خود را مىكنند و ميان نصارا نخواهد بود . به اعتبار آن كه هم چنانچه صوفيه اين مذهب باطل خود را از امثال اين اقوال كه يكى از پيران ايشان گفته :
نيست غيرى به ميان ، اين چه حدوث و قدم است * يك سر رشته وجود و سر ديگر عدم است
و از قبيل گفتهء ملاى روم كه :
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد * موسى با موسى اسير جنگ شد « 1 »
و قول صاحب گلشن راز كه گفته است :
اگر مسلم بدانستى كه بت چيست * بدانستى كه دين در بتپرستى است
در نظر مردم جلوه مىدهند ، نصارا نيز اين اعتقاد باطل خود را كه مىگويند كه به توسط اتحاد ذات انسانى كه حضرت عيسى باشد ، با ذوات خداى تعالى همهء انسان خدا شد از قول پيران جاهل خود كه يكى از آن جمله ببلوس [ پولس ] ملعون است كه به ثبوت مىرسانند .
[ پولس و نظريهء حلول خدا در وجود عيسى و ذات انسانى ]
زيرا كه ببلوس بنا بر اين اعتقادات كه در فصل سيم كتابتى كه براى طائفهاى از پيروان خود كه آن طائفه را تيماتاوم [ تيموتاؤس ] مىگويند نوشته است ، مىگويد كه ، همهء شما فرزندان خدا هستيد به ايمانى كه آوردهايد به اين كه عيسى خداست ، زيرا كه هر كه از شما كه به اين معنا ايمان آورده است و غسل بدل ختنه كرده است ، عيسى خدا را در خود پوشانيده است و بدين سبب ديگر در ميان خود فرق نمىتوانيد كرد كه بگوييد كه ما يهودى و او يونانى يا من غلام و او آقا و يا من مرد و آن زن است ، چرا كه همهء شما يكى هستيد در عيسى كه خداست و شما او را در خود پوشانيدهايد .
و همچنين در فصل هشتم كتابتى كه به طائفهء كورمنيتوس ، نوشته است مىگويند كه مىپرسيد از من كه ، آيا آن چيزى را كه به بتها نذر كرده مىشود بخوريد يا نه ، چرا كه آنچه من مىدانم آن است كه در دنيا هيچ بت نيست و هيچ خدا نمىباشد مگر يك خدا و هر چند در زمين و آسمان كسانى هستند كه خدايان گفته مىشوند ، شك نيست كه خدايان و ارباب بسيارند ، اما از براى من يك خدا پدر هست كه از او همه چيز است و ماها در اوييم و يك رب است كه عيسى است و خداست و ما به واسطهء اوييم ، اما اين علم را همهكس ندارد و به جهت علم نداشتن است كه تا حال بعضى كه دل ايشان به وسواس بيمار است به آن نجس
هامش
( 1 ) . در اصل : موسى با موسى در جنگ شد .