تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
كدام حكمت ، نه آن عقل و حكمتى كه اين جماعت مىگويند بلكه حكمت و عقل آن است كه توفيق يافته و حكمتى را كه خدا و رسول قرار داده‌اند بشناسد و چون الحمد لله و المنه فقير راه عقل و حكمت را يافته است ، به اين دو طايفه لازم است كه خاطرنشان كنم تا بدانند كه راه عقل آن است كه كسى توفيق يافته ، پيروى حكمتى كه عبارت از احكام شرايع است نموده ، فرق كند ميانهء حق كه تعليم انبياء و اوصياء است ، خصوصا حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - و اوصياء آن جناب كه خداى تعالى ايشان را براى هدايت مردم به دنيا فرستاده است و ميانهء باطل كه تعليم حكماى يونان است ؛ و اگر به تعليم حكمت اشتغال نمايد ، منظورش از ياد گرفتن رد اقوال ايشان باشد ، زيرا كه طريقهء ايشان ، راهى است كه هر كه گمراه شده است در او گمراه شده است و بداند كه فائدهء اين عمر همين است كه كسى مشغول درس و بحث حديث و شرع پيغمبر خود گرديده توشه از براى راه آخرت خود تحصيل كند ، چرا كه حكمت واقعى احاديث است و متابعت احاديث راهى است كه به بهشت مىرود و به آن فرق مىشود ميان شيعه و كافر . و اگر اين جماعت كه پيروان حكماءاند بگويند كه ما از براى رد كردن اقوال اين جماعت ، كتب ايشان را مىخوانيم تا از طريقهء ايشان با خبر باشيم ، جواب مىدهيم كه ، بر تقديرى كه مقصود اين باشد ، باز لازم نكرده است كه كسى اوقات خود را منحصر در تتبع كتب حكما كند و چنين نيست كه خواندن كتب ايشان وجوبى يا استحبابى بهم برساند ، چرا كه اگر منظور رد كردن است ، همچنين كه رد مذاهب حكما بايد كرد ، رد مذاهب باطلهء ديگر كه در عالم است نيز خوب است ، پس اگر مرض ندارند ، چرا همين اطلاع بر اين طريقه را به دست گرفته مىخواهند كه رد آن نمايند ، چرا مذاهب باطلهء ديگر را ابتدا به شروع در آن‌ها نمىكنند و مطلع نمىشوند و از براى رد مذهب حكما صرفه نكرده است كه اين كس ، آن قدر در گفتگوهاى باطل ايشان بپيچد كه سر رشتهء طريق حق از دستش رود ، بلكه از براى آن‌ها همين كافى است كه بداند كه ايشان در چه دين بوده‌اند و به كدام كتاب از پنج كتاب عمل كرده‌اند و به كدام پيغمبر از پيغمبران اولوالعزم ايمان آورده‌اند . و چون ثابت كنند كه به هيچ‌يك از پيغمبران ايمان نياورده‌اند و هيچ‌يك از پنج كتاب را قبول نكرده‌اند ثابت مىشود كه پيشوايان اهل جهنم‌اند . و هركس كه به پيشوايان اهل جهنم بچسبد جزم است كه به بهشت نمىرود . و اگر اين معنى را انكار نمايند كه ايشان پيشوايان اهل جهنم بوده‌اند ، بسم الله ، نشان بدهند كه در كدام كتاب يا حديث وارد شده است كه در روز قيامت ، سواى علمهاى انبياى اولوالعزم ، علم سقراط و افلاطون بلند مىگردد تا بگوييم كه ايشان در زير علم آن‌ها قرار مىگيرند و در سايهء آن به بهشت مىروند .