و اگر بگويند كه در آن وقت چون حكمت نبود ، دين هنوز كامل نشده بود و مؤمنان آن زمان ، خدا را چنانچه بايد نمىشناختند و كفار را ملزم نمىتوانستند نمود ، اعتراف به كفر خود كرده خواهند بود ، چرا كه هيچيك از فرقهء شيعه ، چه جاى اثناعشرى ، به اين معنا قائل نيستند . پس بايد كه ، دست از پيروى دامهاى اقاويل حكما كه آلت صيادى ايشان است بردارند و قائل شوند كه ديندارى و خداشناسى همين است كه كسى موافق حديث عمل نموده اوقات خود را صرف تتبع احاديث و ياد گرفتن احكام دين حضرت رسول و ائمهء طاهرين كه در ميان امت گذاشتهاند نمايد تا آن كه از شيطان فريب نخورده گمراه نشود .
[ دورى طالبان علم از حديث اهل بيت عليهم السلام ]
اما مىدانم كه اين معنا را نيز قبول نخواهند كرد و به اعتبار اغراض فاسده و دنيوى ، از طور خود كه دارند ، محال است كه اعراض نمايند . چرا كه مكرر به اين فقير روى داده است كه با جماعتى از ايشان كه به اعتقاد چيز فهم بودند و سالها در مدارس اوقات عمر را صرف تحصيل علم كرده بودند و خود را از اهل علم مىشمردند ، در يك مجمع بودهايم ، با وجود اين كه فقير جديد الاسلام و هنوز اطلاع تامى بر احاديث بهم نرسانيده بودم ، حديثى در باب يكى از ضروريات دين از ايشان پرسيدم ، نمىدانستند ، بلكه فقير به ايشان تعليم مىنمودم . و عذر مىآورند كه بدتر از گناه بود ، زيرا كه مىگفتند كه ما حكمتخوانيم كه چند سال است كه مشغول كتب حكمت از شرح هدايه تا شفا و اشارات بودهايم ، دست ما خالى نشد كه حديث بخوانيم .
در اينجا ملاحظه فرماييد ، آنان كه مبلغ خطيرى را كه به هزار زحمت بهم رسانيدهاند از براى ثواب آخرت صرف كرده مدرسه مىسازند ، و وقف از براى او قرار مىدهند كه علما پيدا شوند و شيعيان علىّ بن ابى طالب را به دين آن حضرت آگاه گردانند كه نيت ايشان چه چيز بوده و آخر به كدام علم مشغول گشتهاند . فقير نمىگويم مدرسه بنا كردن خوب نيست ، اين را مىگويم كه اگر اهل علم حديث و پيروان دين را در آن مدرسه بنشانند و بىدين چند كه غير از افلاطون و ارسطو كسى ديگر را نمىشناسند ، اخراج فرموده در آن مدرسه راه ندهند ، حسنهء اين فعل زياده بر حسنهء اصل بناى مدرسه خواهد بود . و در واقع بسيار عجيب است كه كسى خواندن حكمت و تحصيل اقوال حكما را بر احاديث ائمه عليهم السلام و كتب شرايع فقهاى عظام ترجيح داده مقدم بدارد .
نهايت بعضى از اينها كه هنوز در حكمت چندان فرونرفتهاند كه ملحد شوند ، عذرى در اين باب مىگويند ، هر چند كه عذر لنگى است ، چرا كه فقير وقتى كه با يكى از اين ملّاهاى حكمت خوان گفتگو نمودم و خاطرنشان او كردم كه حكمت افلاطون و ارسطو به كار دين