چنين مردمى باشند ، چرا اين كس بايد كه عبث خود را داخل اين قوم شمرده گرداند .
و اين غريب است كه در اين اوقات ، مردم اعزّه و غيره هستند كه از راه تسويلات شيطان از اطوار متصوفه شكفته خاطر مىشوند و هر چند كه در ظاهر به مردم نمىنمايند كه ما صوفى مىباشيم ، هر وقت كه مىشنود كه متاع كاسد صوفيه نزديك است كه رواج بهم رساند ، ايشان دلال مىشوند و هر زمان كه آوازهء ذكر و هاىوهوى صوفيه برمىخيزد ، اگر از ايشان برآيد مطرب مىشوند . و اگر نه لا اقل طربناك مىگردند . و به همين معنا كه در ميان مردم به صوفى اشتهار ندارند از آن مذمّتى كه بر صوفى وارد مىآيد ، خود را سالم مىدانند .
اما نيافتهاند كه هرگاه جمعى به امر نامشروعى اقدام داشته باشند و بدعتى را رواج و شهرت دهند ، و فسقى را خواهند كه منتشر سازند ، هركس كه به فعل ايشان راضى باشد ، در معصيت آن جماعت شريك و بلكه زياده بر آنها گناهكار خواهد بود . چنانچه امير المؤمنين و امام المتقين علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرموده است كه « الراضى بفعل قوم كالدّاخل فيه معهم و على كل داخل فى باطل اثمان ، اثم العمل و اثم الرضاء به » « 1 » يعنى راضى به فعل طائفهاى ، مثل آن است كه داخل در آن فعل است با آن قوم . و بر هر داخل در باطلى دو گناه است . يكى گناه عمل به آن باطل و ديگرى گناه رضاى به آن باطل .
پس بنا بر اين كلام صدق نظام آن حضرت ، بعضى از شيعيان كه در مجالس و محافل اظهار محبت و مودت به اين طائفهء صوفيهء مىكنند و كسى كه ايشان را ملعون و مردود مىداند مذمّت مىنمايند ، بسيار بد مىكنند ، چرا كه به مضمون « انت مع من أحببت » دوستى و ولايتى كه به كار مىآيد ، دوستى و ولايت اهل بيت عصمت است سلام الله عليهم . و تبرّى از دشمنان ايشان نه دوستى جماعت صوفيه قاطبة ، خصوصا حلاجيه و امثال ايشان كه چه بدعتها در دين احداث كردهاند و مىكنند ، دشمن اهلبيتند ، چرا كه اين طائفه قائلند به اين كه سالك چون كه به حقيقت رسد ، شريعت و طريقت از او ساقط مىشود و به اين اعتقادند كه چون به آن مرتبه كه در ميان خود قرار دادهاند رسيدند ، جميع محرمات بر ايشان حلال مىشود و همهء واجبات از ايشان ساقط گردد و بتپرستى و پسرپرستى و سگپرستى را بد نمىدانند . ملاى روم و غير او در مثنوى و غيره ، اين را از حلاجيه ذكر كردهاند و شيخ عطار حكايت زنّار بستن و بتپرستى كردن شيخ صنعان را كه از اكابر صوفيه است به نظم در آورده .
و علامهء حلى كه از عمده علماى اماميه است ، در بعضى از تصانيف خود ذكر كرده كه چون به حائر كربلا حاضر شد ، مردمان نماز مىگذاردند ، ايشان دو نماز كردند . يكى از اين
هامش
( 1 ) . مجلسى ، بحار 97 / 96 از نهج البلاغه