هفتاد نفر ملحد در همين يك شهر بغداد بهم رسيد . همچنان كه حالا به نحوست حكمت در بلدهء اصفهان ، چندين هزار ملحد بهم مىرسند ، اما به اعتبار غلبه و كثرت علماى دينى كه فقيه و تابع احاديث اهلبيتند ، و از بيم تند باد غضب پادشاه اسلام الحمد لله و المنه غبار وجود ايشان پيش چشم كسى نمىتواند گرفت بلكه خفاشوار روزها در زاويهها ، زنّار كفر خود و الحاد را ظاهر ساخته ، شيطانوار به آن زنار صيد دلها مىنمايند .
[ از حيلههاى صوفيه ]
و دستور صوفيه و ساير ملاحده اين است كه در اول مرتبه كه كسى به ايشان برخورد ، سخن از ترك دنيا و زهد و تقوى در ميان مىآورند و هر روز به سخن غريبى ، اين كس را معتقد طور خود مىنمايند .
بعد از آن كه ديدند هر دو پاى او در دام مريدى مقيد گرديد ، پرده از روى مذهب باطل و اعتقاد فاسد خود برداشته ، آهسته آهسته ، الحاد را به او القا مىنمايند و آن بيچاره ، بعد از مدتى كه مجاور خدمت او بوده است و اقوال خوب از او شنيده و افعال شايسته از او ديده است و مريد شده است ، به غير از آن كه رطب و يابس او را قبول كرده و تابع او در گمراهى شود ، راهى نخواهد داشت . پس اولى و انسب بلكه واجب آن است كه اين كس از براى معاشرت و تفحص حال اين طايفه ، باز به حوالى ايشان برود و در هرجا كه صوفيه مذكور شوند ، قطع نظر از آن كه آن مرد صوفى اعتقاد فاسدى دارد يا نه ، به زبان و دل انكار او را داشته باشد ، چرا كه امر به انكار صوفيه در اخبار اهل بيت وارد شده است و از آن خبر مفهوم مىگردد كه همينكه شخصى خود را در زمرهء صوفيان مندرج بسازد و از آن ابايى نداشته باشد ، بايد كه شيعيان به دل و زبان منكر او بوده باشند ، چرا كه به مقتضاى « من تشبّه بقوم فهو منهم » « 1 » همينكه شخصى در چيزى خود را شبيه به صوفيه كرد ، مذمّتى كه دربارهء صوفى هست ، متوجه او خواهد شد .
و حديثى كه دلالت بر انكار قاطبهء صوفيه مىكند ، اين است كه مروى است از احمد بن ابو نصر بزنطى و اسماعيل بن بزيع از حضرت امام رضا عليه السلام كه فرمود : « من ذكر عنده الصوفية و لم ينكرهم بلسانه او قلبه ، فليس منا و من انكرهم فكأنما جاهد الكفّار بين يدى رسول الله . » ، « 2 » يعنى هر كه ذكر كرده شود صوفيه نزد او و انكار نكند ايشان را به زبان ، يا به دل ، پس او نيست از شيعهء ما و كسى كه انكار كند ايشان را ، پس گويا به درستى كه جهاد كرده است با كفار در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله . پس بنا بر اين هرگاه اين جماعت
هامش
( 1 ) . مجلسى ، بحار ، 11 / 174
( 2 ) . عاملى ، شيخ حر ، الاثنى عشرية فى الرد على الصوفية ، ص 185