تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
طائفه نشسته بود و نماز نگذارد . پرسيدم ، اين مرد چرا نماز نمىگذارد ؟ گفتند : اين مرد و اصل شده و نماز حجاب است و بعد از آن مذمّت اين طايفه مىكند . يكى آن كه اين جماعت ابليس را مرشد و يار و دوست مددكار خود مىدانند و تعظيم او را بجا مىآورند با آن كه حق تعالى فرموده است :
« إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا »
، « 1 » يعنى شيطان دشمن شماست ، پس او را دشمن خود بگيرد . احمد غزالى از اكابر حلاجيه است . از ابن ابى الحديد نقل شده كه او به بغداد آمد و تعصب ابليس مىكشيد و او را رئيس الموحدين مىگفت و بر سر منبر مىگفت : من لم يتعلم التوحيد من ابليس فهو زنديق » « 2 » يعنى هركس خداشناسى را از ابليس نياموخت ، پس او زنديق است . ديگر از قبايح مذهب اين طائفهء صوفيه ، اين است كه قائل به جبرند و افعال بد و نيك بنده را از خدا مىدانند . صاحب گلشن ( راز ) گفته است :
هر آن‌كس را كه مذهب غير جبر است * نبى گفته كه او مانند گبر است
و ملاى روم صاحب اين مذهب بوده است . چنانچه از مثنوى او معلوم مىشود كه ابن ملجم را قاتل امير المؤمنين نمىداند ، بلكه قاتل او را خدا مىداند . و از زبان امير المؤمنين اين دروغ گفته كه ، يعنى آن حضرت به ابن ملجم مىگفت :
هيچ بغضى نيست در جانم ز تو * ز آن كه اين را مىنمىدانم ز تو
آلت حقى تو ، فاعل دست حق * چون زنم بر فاعل حق طعن و دق « 3 »
پس هرگاه صوفيه از اين قبيل جماعتى باشند ، مشخص است كه دوستى با ايشان كردن مخالف شرع مبين است . پس حالا حكمت‌خوانان و تابعان اقوال حكماى يونان كه اين مذهب تصوف از خوشه چينى خرمن ايشان حاصل شده است ، خاطرنشان كنند كه اگر در حكمت افلاطون و ارسطو خيرى مىبود و دانستن حكمت به كار ديندارى مىآمد ، از ابتداى بعثت حضرت خاتم الانبياء تا آن روزى كه حكمت را از فرنگ آوردند ، مؤمنان آن زمان ، به چه چيز دين خود را تمام مىكردند و به كدام علم كفار را ملزم مىساختند ؟
هامش
( 1 ) . فاطر ، 6 . علامهء حلى در كتاب « كشف الحق و نهج الصدق » حكم به كفر صوفيانى كرده كه قائل به اتحاد خدا با مخلوقات هستند . وى مىنويسد : البحث الخامس فى انه تعالى لا يتحد بغيره . . . و خالف فى ذلك جماعة من الصوفية من الجمهور ، فحكموا بأنّه تعالى يتحد بابدان العارفين حتى تمادى بعضهم و قال انه تعالى نفس الوجود و كل موجود فهو الله تعالى و هذا عين الكفر و الالحاد . الحمد لله الذى فضّلنا باتّباع اهل البيت دون الاهواء المضلّة . نك : عاملى ، شيخ حر ، الاثنى عشرية فى الرد على الصوفية ، ص 58 ( 2 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 107 . دنبالهء عبارت كه استدلال غزالى است اين است : « امر أن يسجد لغير سيده فأبى » . ( 3 ) . مثنوى ، چاپ نيكلسون ، ص 190 ( تهران ، امير كبير )
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 676 | الشيخ رسول جعفريان