درگاه خدا مىباشند و به اين اميد دست در دامن پيران صوفيه مىزنند ، اين هم غلط است بلكه خيالى است كه شيطان در دلها مىاندازد كه طريقهء باطلهء ايشان را رونقى بدهد ؛ چرا كه اولياء الله شيعهء اثناعشرى ، جماعتىاند كه تحصيل معارف دينيه از طريق اهل البيت - عليهم السلام - نموده و متابعت آن حضرت را در اصول و فروع از جملهء لوازم مىدانند و به صيقل فكر و ياد خدا دل را صفا دادهاند و با نفس امّاره جهاد كردهاند و بر نفس غالب آمدهاند و به دست يارى توفيق خدا شيطان را مغلوب ساختهاند و به نور يقين دل خود را منوّر گردانيده و تسليم امر الهى نمودهاند و به قضاى الهى راضى شدهاند . ساكت شوند سكوت ايشان فكر باشد و تكلم ايشان ذكر باشد و ناطق شوند ، نطق ايشان پند و موعظه باشد و نظر كنند ، نظر ايشان عبرت باشد و دلهاى ايشان از محبت خدا پر باشد . خدا را عبادت كنند از روى محبت نه از خوف جهنّم و طمع جنّت و با اين حال از عقاب الهى بسيار ترسان باشند و به ثوابش اميدوار . چون شب درآيد به خدا متوجه شوند و دل خود را به وى متوجه سازند و به خدا فرحناك باشند و از ذكرش لذّت ببرند و به مناجاتش تنعم كنند . صاحب حيا و شرم و آزرماند و با سكينه و وقار باشند و از لهو و لعب اجتناب كنند و رقصيدن و چرخيدن و غنا كردن را قبيح دانند و از آن پرهيز نمايند . اولياء الله از جمله صحابه سلمان فارسى و مقداد و ابو ذر و حذيفه و جابر بن عبد الله انصارى بودند و از جملهء اصحاب حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - مالك اشتر و ميثم تمار و اويس قرنى و كميل بن زياد و صعصعة بن صوحان و زيد بن صوحان بودهاند و از اصحاب ساير ائمه ، جماعتى هستند كه اسامى شريف ايشان در كتب رجال مذكور است و نزد علماى شيعه معروفند و جماعتى از شيعهء اثناعشرى كه بعد از زمان ائمه - عليهم السلام - به توفيق و تأييد بارى تعالى صاحب مرتبهء ولايت بودهاند ، نزد علماى شيعه اثناعشرى مشهور و معروفند . پس اولياء الله اين جماعتند و كسانى كه در اعتقاد و اقوال و افعال ايشان باشند نه پيران جاهل صوفيه كه در اول مرتبهء سلوك پا از دائرهء بندگى بيرون گذاشته أنا الله و أنا الحق مىگويند و گمانشان اين است كه الله تعالى بهمنزلهء درياست و خلق بهمنزلهء موج دريا و از جمله اشعار ايشان در اين باب اين بيت است :
اين جهان موجهاى اين درياست * موج و دريا يكيست غير كجاست
ايشان گوسالهپرستى و بتپرستى و آتشپرستى را بد ندانند بلكه همه را عين حقپرستى مىدانند . محيى الدين اعرابى كه از بزرگان صوفيه است ، در كتاب فصوص الحكم گفته كه سامرى ، گوساله ساخت و بنى اسرائيل را به گوسالهپرستى مشغول نمود و حق تعالى مانع او نشد ؛ زيرا كه خدا مىخواست در همه صورت پرستيده شود . پس در كفر اين و كفر كسى كه او را كافر نداند ، شكى و ريبى نيست .
پس هرگاه اين صوفيه چنين جماعتى باشند كه به اعتبار متابعت پيران خود و پيروى