تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
مهلكات زايل شود تا انوار تجليّات جمالى و جلالى جلوه‌گر شود . و اين مزخرفات كه از جمله كتاب‌هاى او سنّى نقل كرده ، بر تقدير حقيقت [ حقيّت ] محمول بر تقيّه است ؛ چه در اكثر جاها در فتوحات حواله به رسالهء انشاء الدوائر كرده و در آنجا مذهب خود را بىتقيّه نقل كرده ، و در زمان محى الدين در مصر تقيّهء شديده ، چون زمانى بود كه خلفاى بنى عباس بر اسماعيليه غلبه نمودند و زياده از صدهزار شيعه را به قتل رسانيدند ؛ در چنين زمانى اگر شما و ما مىبوديم ، زياده از اين تقيّه مىكرديم . قطع نظر از آن كه هيچ‌كس اين جماعت را مقتدا نمىدانند . سخنان خوب ايشان را خوب مىدانند ، « الحكمة ضالّة المؤمن » مقتدا و پيشواى خواص و عوام ، ائمهء هدى را مىدانند . حتى كتب علماى موتى معتبر نيست كه قول الميّت كالميّت . پس اگر جمعى كتب فقه متقدمين را خوانند يا مطالعه نمايند ، به واسطهء ارتباط مىخوانند و مطالعه مىكنند . اگر فاضلى مطالعهء كتب ايشان كند ، به واسطهء تحصيل زيادتى كمالات يا به واسطهء ارتباط به كلام ائمهء هدى و استنباط حقايق و معارف از كلام ايشان بد نخواهد بود . چه بسيارى از احاديث مشكله ، مثل حديث اسما و غير آن از كلام محى الدين حل مىشود ؛ و در رسالهء انشاء الدوائر بر وجه اتمّ مشروح شده ، و ليكن از بدع محدثه كه موجب اضلال اكثر جهله شده است ، آن است كه جمعى از جهله به مجرد كوره سوادى ، احاديث اهل بيت را موافق هواى نفس ، هر چه به خاطر ايشان رسد ، حل مىنمايند و نفى قرآن و حديث و تفسير و كتب علما و استنباطات ايشان مىكنند و هيچ‌كس از بدعت‌هاى ايشان جامه چاك نمىكند كه نه درس خوانده‌اند و نه محدّثى ديده‌اند و نه از عالمى چيزى شنيده‌اند . مع هذا سر به سر راضى نمىشوند ، نفى جميع علماى احيا و اموات مىكنند و همه را نسبت به ضلال و اضلال مىدهند و از حال خود و اضلال خود خبر ندارند . بيت :
نه اصولت محكم آمد نه فروع * شرم بادت از خدا و از رسول « 1 »
و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم . فصل سيّم از باب هيجدهم : ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد : بر حضرت آخوند مخفى نماند كه احوال فقير ، پيروى اهل بيت پيغمبر است و اتباع احاديث ايشان ، و اين حالت گوئيا در نظر تابعان حلاج و بايزيد خوشاينده نيست . عدالت‌پناها ! اين لفظهاى ركيك ناخوش چيست كه استعمال مىفرماييد ؟ از خدا شرمنده نمىشويد ؟ در
هامش
( 1 ) . در حاشيهء مرعشى : بايد دانست كه اين بيت را كاتب بىديانت اصلاح نموده بود . حضرت آخوند مولانا محمد تقى مجلسى نوشته‌اند به اين طريق كه : نه اصولت محكم آمد نه فروع / شرم بادت از خدا و از رسول . و ظاهرا چون در اين فصل قسم خورده‌اند كه مكاشفهء حق است ، در همين فصل چندين غلط از ايشان سر زدن ، از باطن شرع باشد .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 647 | الشيخ رسول جعفريان