تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
امر بين الامرين نوشته ، « 1 » مطالعه نماييد و نسخهء آن در اصفهان متعدد است ، و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم . فصل اول از باب هيجدهم : ماتن [ قمى ] در اصل رساله مىگويد : و در فواتح است كه جنيدى در شرح فصوص از شيخ صدر الدين نقل نموده كه از اين شيخ كذّاب شنيدم كه مىگفت : چون رسيدم به درياى روم از بلاد اندلس ، با خود مقرر داشتم كه آن زمان در كشتى نشينم ، كه تفاصيل احوال ظاهر و باطن من تا آخر عمر بر من مكشوف شود . بعد از توجه تامّ و مراقبت كامله همه ظاهر شد به احوال پدر تو و احوال تو و اتباع تو از ولادت تا موت و احوال شما در برزخ . « 2 » اى شيعيان و دوستان اهل بيت ! ببينيد كه اين ملحدان بىدين چگونه دروغ‌ها بسته و دين پيغمبر را خراب كرده‌اند . گنجايش دارد كه گريبان چاك زنيد و در ماتم دين ، خون از ديده روان سازيد . رباعى :
خواهم كه كناره زين غم‌آباد كنم * خود را به حزم ز نفس آزاد كنم
در گوشه‌اى از بهر خدا بنشينم * در ماتم دين ناله و فرياد كنم
باز در فواتح نقل كرده كه شيخ محى الدين گفته كه قطب كه او را غوث گويند ، محل نظر حق تعالى است و آن ، در هر زمان يك شخصى است و گفته كه گاه هست كه خلافت ظاهر نيز داشته باشد ، و بعد از آن جماعتى را شمرده كه از جملهء ايشان ابو بكر و عمر و عثمان و معاويه و پسرش يزيد و عمر بن عبد العزيز و متوكّل است . « 3 » اى عزيزان ! ببينيد كه اين مرد چه كسان را قطب شمرده و اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله را واگذاشته و مزخرفات اين مرد بسيار است ، هر كه خواهد كه بداند ، بايد كه كتاب فتوحات را سير نمايد . اى شيعيان ! از امامان خود شرم نماييد و از محبّت اين قوم حذر كنيد و انصاف بدهيد كه [ آيا ] محبّت اين جماعت را با محبّت اهل بيت جمع مىتوان نمود ؟ رباعى :
اى مانده ز كعبهء محبّت مهجور * افتاده ز راه دوست صد منزل دور
با حبّ عمر دم مزن از مهر على * كى جمع توان نمود با ظلمت نور
باز صاحب فواتح از اين مرد عارف نقل نموده كه او شافعى را از اوتاد شمرده « 4 » و اين طرفه
هامش
( 1 ) . نام اين كتاب « بهجة الدارين فى الامر بين الامرين » است كه در مجموعهء شمارهء 6290 كتابخانهء آية الله مرعشى برگ‌هاى 1 - 24 موجود است . ( 2 ) . ميبدى ، همان ، ص 143 ( 3 ) . همان ، صص 156 - 157 ( 4 ) . بنگريد : ميبدى ، همان ، ص 30 از فتوحات باب 335