هر كه ياد نگيرد توحيد را از ابليس زنديق است . « 1 »
و حكايت ديگر از او نقل نموده كه از آن ظاهر مىشود كه اين ملعون ، ابليس را كاملتر از حضرت موسى دانسته و ديگر گفتگوهاى ملحدانه از وى نقل كرده ؛ و از نفحات جامى نقل شده كه احمد غزالى « 2 » مىگفته كه شيخ ابو القاسم كرّگانى « 3 » نگفتى ابليس چون نام او بردى ، گفتى : خواجهء خواجگان . « 4 »
اى عزيزان ! بنگريد كه محبت عمر چگونه دلهاى ايشان را سياه ساخته كه ابليس را پيشوا و راهنماى خود مىدانند .
فصل دويم از باب نوزدهم : محشى [ مجلسى ] مىفرمايد : نمىدانم كه حضرت مولانا در كدام كتاب ديده كه اين طايفه هيچكس را بد نمىدانند . خود نقل فرمودهايد كه اين طايفه شيعيان را بد مىدانند ؛ بلى جمعى مشغول اصلاح نفس خود شدهاند و از غير حق سبحانه و تعالى پرداختهاند و مىگويند كه ما را شرم مىآيد كه با اين همه صفات مهلكه ، مشغول بدى جمعى شويد كه بدى ايشان را بر ما ظاهر نيست ؛ چنان كه در نهج البلاغه حديث در اين باب هست و همچنين در ساير كتب حديث . و اما جمعى كه بدى ايشان را دانند ، لعن ايشان را از اعظم طاعات مىدانند ؛ و اقوال متصوّفه اهل سنت مثل احمد غزالى و غير آن ، بر شيعيان حجّت نمىشود ؛ بر تقدير صدق ، آن چنان كه مكرّر گذشت . و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل سيّم از باب نوزدهم : ماتن [ قمى ] در اصل جواب محشى [ مجلسى ] رساله مىگويد : اين گفتگو از مقالات مشهورهء ايشان است و نقل نموديم كه احمد غزالى و كرّگانى كه استادان اهل اين طريقهاند ، در باب ابليس چه اعتقاد داشتهاند ؛ و تأويلى كه حضرت آخوند از جانب ايشان نمودهاند ، بىوجه است ؛ چرا كه بنا بر آنچه مذكور شد اين جماعت اهل جبرند و فعل نيك و بد را به خدا نسبت مىدهند ؛ پس ايشان را لازم است كه كسى را بد ندانند و همچنين وحدت وجود كه اين جماعت از رهبانان نصارى فرا گرفتهاند ، نيز تقاضا مىكند كه ايشان كسى را بد ندانند ، و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل اوّل از باب بيستم : ماتن [ قمى ] در اصل رساله مىگويد : اين طرفه كه بعضى از
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 107
( 2 ) . برادر ابو حامد محمد غزالى ، فارسى نويس ( نويسندهء سوانح ) و عارف قرن پنجم و متوفاى 517 . دربارهء وى بنگريد : جامى ، نفحات الانس ، صص 379 - 380
( 3 ) . ابو القاسم على كرّگانى ( 380 - 469 ) از مشايخ صوفيه منسوب به كرّگانى ، ديهى از ديههاى طوس كه هم اكنون نيز در بخش چناران شهرستان مشهد به نام كوركون موجود است . دربارهء وى بنگريد : تعليقات اسرار التوحيد ، ج 2 ، ص 677 - 678
( 4 ) . جامى ، عبد الرحمن ، نفحات الانس من حضرات القدس ، ص 420