تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
رباعى :
از دورى راه خويشتن كن يادى * آماده ز بهر سفرت كن زادى
در راه طلب چه خفته‌اى اى غافل * بر خير كه از غافله دور افتادى
رباعى :
يا رب تو ز قيد خورد و خوابم برهان * وز مفلسى روز حسابم برهان
در باديه طول امل حيرانم * يا رب ز فريب اين سرابم برهان
رباعى :
تا چشم زديم هفته و ماه گذشت * اوقات شريف ما چه ناگاه گذشت
هرگز نشدم ز آه خالى نفسى * فرياد كه عمر ما به يك آه گذشت
اولى آن است كه بر اين رباعيات اقتصار نموده به اين دو بيت آن را ختم نمايم ، نظم :
دايم از ياد مرگ دل‌ريشم * مردن طرفه‌ايست در پيشم
راحتم از كجا بود كه مدام * عقرب مرگ مىزند نيشم
اميد كه حق تعالى ما را و حضرت آخوند را از شرّ شيطان نگاه دارد ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم . فصل اول از باب شانزدهم : ماتن [ قمى ] در اصل رساله مىگويد : دليل ديگر آن كه نقل است كه پيران ايشان مثل ملّاى روم و غير او در مجلس خود ، ناى و بعضى ديگر از سازها حاضر مىكردند و تا اين زمان در مولوى خانهء بغداد ، اين صحبت در كار است ؛ و در مذهب امامان ما اينها حرام است . و طرفه اين است كه بعضى از شيعيان كمال [ نهايت ] اعتقاد به ملاى روم دارند ، با آن كه اين مرد اوزبك است و چنان كه نقل است ، او قاضى سنّيان بوده ، و سنّيان كمال اعتقاد به او دارند و او را مقتداى خود مىدانند ، و ديوان شعر او را نهايت عزّت مىكنند و اين بنا بر آن است كه او را سنّى مىدانند و در ديوان او چيزى نمىبينند كه دليل بر شيعگى او باشد ؛ و ظاهرا بعضى از شيعيان چون ديده‌اند كه او در ديوان خود حضرت امير المؤمنين عليه السلام را مدح بسيار كرده ، گمان كرده‌اند كه شيعه است ؛ و غافل شده‌اند كه اين دليل شيعگى نيست ؛ چرا كه سنّيان تفضيلى كتاب‌هاى بسيار در فضيلت على ابن ابى طالب عليه السلام و باقى ائمه تصنيف كرده‌اند [ و عثمان ] و ايشان را به غايت دوست مىدارند و علىّ بن ابى طالب را افضل مىدانند و با اين حال ابو بكر و عمر را دوست مىدارند و ايشان را خليفه مىدانند . و بدانيد كه اين مرد در مثنوى چيزها گفته كه با مذهب شيعه جمع نمىشود و از آن جمله اعتقاد باطلش اين است كه حضرت امير المؤمنين عليه با ابن ملجم گفت ، بيت :
غم مخور فردا شفيع تو منم * خواجهء روحم نه مملوك تنم