حاجت دنيا و آخرت هر دو كردهاند ؛ چرا كه اجعلنى وجيها [ بالحسين عندك ] فى الدّنيا و الآخرة گفتهاند « 1 » و در كتاب كلينى حديثى مذكور است كه مضمونش اين است كه چون خداى تعالى خيرى خواهد داد از براى بندهء خود ، او را به خوبى در ميان مردم شهرت مىدهد . « 2 » و ديگر ائمه ما عليهم السلام شيعيان خود را از كارهاى سهل دنىّ نامناسب ، به اجتناب امر فرمودهاند كه مبادا قدر ايشان كم شود ؛ و علماى طايفهء شيعه گفتهاند كه كسى كه صاحب مروّت نباشد ، گواهى او را نبايد شنيد و بىمروّت كسى را دانستهاند كه كارها كند كه مناسب حال او نباشد و مرتبهء او را پست سازد ، مثل سر در بازار برهنه كردن و در بازار چيزى خوردن و هر چيزى كه نشان بىباكى بوده باشد . و بدانكه غلطهاى اين طايفه كه ملامت را كمال مىدانند ، بسيار است و سبب اين غلطها آن است كه مردمان ، اهل بيت پيغمبر را واگذاشتند و سفارشهاى حضرت رسالت پناه را نشنيدند و از جمله سفارشات آن حضرت يكى اين بود كه مىگذارم در ميان شما دو چيز بزرگ را كه اگر بدان دو چيز متمسّك شويد ، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو چيز كتاب اللّه است و عترت من كه اهل بيت منند ؛ و اين حديث در ميان شيعه و سنى مشهور است . پس چون با اهل بيت كه پيروى ايشان سبب هدايت است ، طريق بيگانگى پيش گرفتند ، محتاج شدند كه در مسائل حلال و حرام و در معالجهء نفس از مرضهاى هلاككننده مثل حرص و طول امل و تكبّر و غير آن به عقل و رأى خود عمل نمايند . بنا بر اين ، ابو حنيفه دين اسلام را به فتواهاى خود رسوا ساخت و عابدان ايشان از بهر علاج ، نفس خود را به رسوايىها انداختند ؛ اما اهل بيت عليهم السلام مردمان را در معالجهء امراض نفس به مداومت ذكر مرگ امر فرمودهاند و اين جلايى است كامل كه نفس را از همه عيبها پاك مىسازد و حاجت به دواى ديگر نيست . و از عبد الرزاق كاشى نقل شده كه طايفهء ملامتيه را افضل اولياء شمردهاند .
فصل دويم از باب پانزدهم : محشى [ مجلسى ] مىفرمايد : عجب از بندگان مولانا كه افعال عوام را حجّت مىسازند ؛ و خواص كه مدح ملامتيه كردهاند ، متمسّك ايشان آيهء كريمهء يجاهدون فى سبيل اللّه و لا يخافون لومة لائم « 3 » است كه در شأن امير المؤمنين عليه و اصحاب آن حضرت نازل شده است و ايشان مشغول جهاد اكبرند كه ( رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر ) « 4 » و اگر به واسطهء نفس و شيطان و خوف از مكايد ايشان در ترك شهرت و حبّ جاه بكوشند ، بجاست ؛ چه ظاهر است كه اكثر شهرتها آفت است و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 98 ، ص 292
( 2 ) . بدين مضمون چيزى نيافتم .
( 3 ) . مائده ، 54
( 4 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 67 ، ص 71 ؛ سبزوارى ، جامع الاخبار ، ص 100