روى نادانى مريد ايشان شدهاند .
فصل دويم از باب چهاردهم : محشى [ مجلسى ] مىفرمايد : آن چه اين سنّى ، از شيخ عبد الرزاق كاشى رحمه الله نقل نموده ، محض افتراست ؛ و كتب شيخ همه در ميان است و آثار تشيع او همه ظاهر و هويداست و او مريد شيخ عبد الصمد نطنزى است و تشيع او اظهر من الشمس است و در كتيبهء خانقاه او كه قريب سيصد سال است كه نوشته شده است ، اسامى ائمهء اثنى عشر مكتوب است . « 1 » و اين فقير احوال شيخ عبد الرزاق را از شيخ بهاء الدين محمد رحمه الله پرسيدم ؛ فرمودند كه در تشيع او دغدغه نيست « 2 » و همچنين در فضيلت و كمالات او و تشيع نور الدين عبد الصمد ؛ و فرمودند كه شيعه و سنى به خوبى تصانيف او تصنيف نكردهاند ؛ و الحق چنين است ؛ و اگر منصفى نظر كند در شرحى كه نوشته است بر منازل السائرين خواجه عبد اللّه انصارى ، انصاف خواهد داد كه مثل آن متن و شرح مصنّف نشده ؛ و ليكن تا كسى از مشرب عرفان و محبّت بويى نبرده باشد ، اين ديدنها و شنيدنها نفع نمىدهد ، و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل سيم از باب چهاردهم : ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد :
حضرت آخوند نسبت افترا به قاضى مير حسين دادهاند . عجب از حضرت آخوند كه تتبع ناكرده همچنين دعوايى مىنمايند ؛ هيچ مىتواند بود كه شخصى ديوانه نباشد و كتابى تصنيف نمايد كه سالها مردم آن را ببيند و در آن كتاب بگويد كه اين حديث يا اين حكايت را از كتاب عبد الرزّاق نقل نمودم و در واقع محض افترا باشد ؟ اين به غايت دور است . پس بايد كه بر كتاب عبد الرزّاق بگرديد كه البته خواهيد رسيد . و گفتهاند كه شيخ نور الدين شيعه است ، دليل بايد گفت . و آن چه گفتهاند كه در كتيبهء خانقاه وى اسامى دوازده امام است ، به گفتگو ثابت نمىشود ؛ « 3 » و بر تقديرى كه راست باشد اين دليل شيعگى وى نيست ؛ چرا كه سنّيان نيز دوازده امام را دوست مىدارند ؛ و جماعتى از علماى سنى ، كتاب در منقبت
هامش
( 1 ) . دربارهء خانقاه عبد الصمد نطنزى در نطنز بنگريد : واقفى ، ميراث فرهنگى نطنز ( تهران ، 1374 ) صص 80 - 105 ؛ جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 738 ؛ آخوند ملا محمد تقى مجلسى در روضة المتقين ( ج 9 ، صص 30 - 32 ) نيز اشاره به خانقاه نطنزى كه خود را از مادر به وى منسوب مىكند كرده است : همينطور در معبد قطب العارفين نور الدين عبد الصمد نطنزى كه من از سوى مادر به او منسوب هستم ، اسامى امامان عليهم السلام موجود است .
( 2 ) . دربارهء تشيع او بنگريد : خواجوى ، ترجمهء اصطلاحاتالصوفيهء عبد الرزاق كاشانى ، تهران ، مولى ، 1372 ، مقدمه ، ص بيست و سهتا بيست و هشت .
( 3 ) . در حاشيهء مرعشى : صاحب كتاب « توضيح المشربين » مىگويد : بر فرض تسليم ، مگر حضرت آخند را گمان اين است كه آن عمارت را خود ساخته ؛ شايد آن كه ساخته ، شيعه بوده باشد .