ابو حنيفه را ، چنان كه مولانا در مثنوى گفته است ، بيت :
آن طرف كه عشق مىپيمود درد * بو حنيفه و شافعى بويى نبرد
و اگر شيخ عطار در تذكره « 1 » مدح سفيان كرده ، مدح ابو حنيفه نيز كرده است تقيّتا ، التقيّة دينى و دين آبائى . « 2 » و در ساير كتب و مثل « مظهر » لعن و طعن كرده ، « 3 » كما لا يخفى ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل سيوم از باب دهم : ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد :
حق اين است كه پيش از اين حضرت آخوند اين دعوى نمودند ؛ اما بىدليل ؛ و طريقهء عقل آن است كه به دليل ، شيعگى مرشدان خود را بيان فرمايند . و آن چه فرمودهاند كه ايشان مذمّت ابو حنيفه و شافعى نمودهاند ، دليل شيعگى ايشان نيست ؛ چرا كه ظاهر است كه رياضتكشان و عاشقان اهل سنّت ، فقيهان خود را از عشق بىبهره مىدانند ؛ چنان كه شما اكابر علماى شيعه را علماى ظاهر مىخوانيد ؛ بلكه مىتوان گفت كه اين مذمّت كه ايشان شافعى و ابو حنيفه را نمودهاند ، دليل تسنن ايشان است ؛ چرا كه شيعه راضى نمىشود كه ابو حنيفه و شافعى را به اين مذمّت نمايد كه از عشق بىبهره بودهاند ، بلكه از براى ايشان اثبات ضلالت و گمراهى مىنمايد . و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
ديگر ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد : مدح سفيان و ابو حنيفه دليل تسنن است ؛ پس بايد دليل بر تشيع ايشان گفت ، تا مدح را حمل بر تقيّه كنيم . و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل اول از باب يازدهم : ماتن [ قمى ] در اصل رساله مىگويد : دليل ديگر بر اين كه طريقهء اين جماعت ، طريقهء سنيان است ، آن است كه ايشان ترك حيوانى را چهل روز كمال مىدانند و آن را از عبادات مىشمارند ؛ و در كتاب كلينى از امامان ما روايت شده كه هر كه چهل روز گوشت نخورد ، بدخلق مىشود و اذان در گوش او بايد گفت ؛ « 4 » و ديگر از امامان ما روايت شده كه گوشت سيد طعامهاست . « 5 » پس چگونه ترك آن عبادت باشد ، و چگونه ترك آن بنده را به خدا نزديك گرداند ، گوييا كشفى كه اين طايفه دعوى مىنمايند ، از اين بابت است كه چون مدتى حيوانى نخورند و در جايى تاريك نشينند ، مزاج ايشان تغيير
هامش
( 1 ) . عطار ، تذكرة الاولياء ، صص 193 - 201
( 2 ) . عاملى ، شيخ حر ، وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 210
( 3 ) . در حاشيهء مرعشى : قال صاحب « التوضيح » : قد مدح العطار هؤلاء الملاعين فى المظهر و غيره من كتبه ، فما قال المحشى ، فهو ايضا من اغلاطه ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم و هو بكل شىء عليم .
( 4 ) . كلينى ، همان ، ج 1 ، ص 306
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 308