تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
خورشيد بود ز وى جهانى روشن * هر چند به زير ابر پنهان باشد
و از جمله آن كتاب‌ها ، چهار كتاب به غايت عظيم است و در آن احاديث بسيار است و اين چهار كتاب يكى كافى نام دارد و تصنيف پيشواى شيعيان ، محمد بن يعقوب كلينى [ م 329 ] است و او اين كتاب را نزديك به زمان امام حسن عسكرى عليه السلام تصنيف نموده ؛ و يكى ديگر من لا يحضره الفقيه است كه راهنماى شيعيان محمد بن بابويه قمى [ م 381 ] تصنيف نموده و دو كتاب ديگر تهذيب و استبصار است كه شيخ و استاد شيعه شيخ ابو جعفر طوسى [ م 460 ] تصنيف نموده و اين چهار كتاب را كتب اربعه مىگويند . رباعى :
دين را كتب اربعه چون جان باشد * اين چار ، چهار ركن ايمان باشد
هنگام جهاد نفس اين چار كتاب * چارآينهء صاحب عرفان باشد
رباعى :
اى آن كه تو را غلط روى عادت و خوست * رو كن به رهى كه منزل رحمت اوست
مىخوان كتب اربعه كز وى هر سطر * راهى است كه راست مىرود تا در دوست
فصل دويم از باب هفتم : محشى ( ملا محمد تقى ) مىفرمايد : مذكور شد سابقا كه اين كتب اربعه ، مشحون است از ذكر طريق ايشان ؛ خصوصا كافى ، و ليكن هر تابع نفس و هوا نمىيابد ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم . فصل سيم از باب هفتم : ماتن ( ملا محمد طاهر ) در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد كه : حضرت آخوند يك حديث نقل فرمايند كه موافق قول و فعل تابعان حلّاج و بايزيد باشد ؛ به دعوى كار درست نمىشود ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم . فصل اول از باب هشتم : ماتن ( ملا محمد طاهر ) در اصل رساله مىگويد : اگر جاهلى گويد كه طريقه و اعتقادات ايشان مذهب پيغمبر و اهل بيت عليهم السلام است ؛ اما چون اسرار بوده ، به همه‌كس نگفته‌اند و مشهور در ميان شيعيان نشده ؛ در جواب مىگويم كه هر كه اندك عقلى دارد ، مىداند كه اگر طريقهء حق مىبود و از اسرار مذهب مىبود ، مىبايست كه سنيان از اين اسرار محروم باشند و امامان ما كه اهل بيت پيغمبرند ، اين اسرار را تعليم به غير شيعه نكنند و حال آن كه مىبينيم كه اين طريقه در ميان سنيان و بيگانگان [ از ] اهل بيت مشهور است و دوستان اهل بيت و علماى شيعه از آن بىخبرند . پس معلوم شد كه آنچه آن جاهل گفته ، دروغ و باطل است . فصل دويم از باب هشتم : محشى ( ملا محمد تقى ) مىگويد : اعتقاد حق آن است كه سنيان از اين طريقه بهره‌اى نداشته‌اند و هر كه از اين طريقه بهره داشته ، شيعه بوده است ؛ مثل ابراهيم ادهم و بايزيد بسطامى و سنايى و مولانا و عطار و غير ايشان ؛ و ايشان نيز متصوّفهء سنى را مذمّت‌ها كرده‌اند در كتب خود ، كما لا يخفى على البصير ؛ و اللّه يهدى من