الحمد لله كه حق تعالى به فضل خود دل ما را از پيروى غير اهل بيت عليهم السلام گردانيده و توفيق داده كه سالها احاديث اهل بيت را بر محدّثين معتبر خواندهام و از صلحاى مشايخ ، اجازت حديث گرفته و تا زندهام به توفيق ربّانى پيروى اهل بيت مىنمايم و از طريق غير ايشان كه موجب ضلالت است ، اجتناب مىكنم و فريب غولان راه دين نمىخورم ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
ديگر ماتن ( ملا محمد طاهر ) در جواب مخشى [ مجلسى ] مىگويد : اين گفتگوها كه حضرت آخوند كردهاند و بر ما طعنها زدهاند ، بنا بر آن است كه گمان كردهاند كه ما انكار طريق محبت و شوق مىنماييم ؛ و ما پيش از شروع در جواب ، بيان اعتقاد خود در شوق و محبت نموديم ؛ پر عجب است كه حضرت آخوند مىفرمايد كه احوال و اقوال مسلمانان را حمل بر صحّت بايد نمود و با اين حال در اين رساله يك گفتگوى ما را حمل بر صحّت ننمودهاند و نهايت درشتى و ناهموارى فرمودهاند .
و حديث من أخلص للّه . . . دخلى به مقصد تابعان حلّاج و بايزيد ندارد ، بلكه هر كه چهل صباح به ياد مرگ مشغول شود و به فكر و ذكر بگذراند ، به هر عنوان كه باشد و در هرجا كه باشد ، چشمههاى حكمت از دلش بر زبانش جارى خواهد شد ؛ و مراد از اين حكمت ، نصيحت و پند است و گفتگويى چند كه به مقتضاى عقل باشد ؛ چرا كه محبت دنيا مانع مشاهدهء حق است ؛ پس اگر كسى چهل صباح به اخلاص بگذراند ، يقين كه محبت دنيا از دلش زدوده خواهد شد و ديدهء دلش بلند خواهد گرديد و حق از باطل امتياز خواهد نمود و گفتگوهاى حكمتآميز از چشمهء دلش بر زبانش جارى خواهد شد . و معلوم است كه ، چلّهاى كه تابعان بايزيد و حلاج مىدارند ، موجب جريان چشمههاى حكمت نمىشود ؛ مىبايست كه اين كلمات ناخوش درشت كه بر خلاف حكمت است بر زبان حضرت آخوند جارى نشود و قصهخوانى كه كردهاند و از پير و مريدى مجهول حكايت نقل فرمودهاند ، بىفايده است و مناسب اهل علم نيست كه در برابر دليلى چند كه در نهايت وضوح است ، به حكايت و نقل اكتفا نمايند ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل اول از باب هفتم : ماتن ( ملا محمد طاهر ) در اصل رساله مىگويد : اى شيعيان بدانيد كه اگر چه در اين زمان ، ديدن امامان ميسّر نيست ، اما آثار و اخبار ايشان در ميان است و علماى ديندار از احاديث ايشان كتابهاى بسيار جمع نمودهاند . رباعى :
گر مهدى هادى ز نظر مسطور است * اما ز وجود او جهان پرنور است
هر چند كه جان ز ديده غايب باشد * از پرتو او كشور تن معمور است
رباعى :
مهدى كه ز وى رونق ايمان باشد * هر چند نهان ز ديده چون جان باشد