است ، سيما طلبه را چنان چه بر خبير بصير مخفى نيست ، عزلتى و انزوايى اختيار نمايد و به مجاهدهء نفس كه جهاد اكبر است ، مشغول شود ، مذموم نخواهد بود ؛ بلكه اوجب واجبات است ؛ چو ظاهر است كه مرض ريا و كبر و حسد و بخل و عجب و غير آن از امراض مهلكه كه مذمّت آن در كافى و غير آن مذكور است ، بدون رياضت و مجاهدهء نفس و هوا نمىشود .
و اگر مولانا به مطالعهء احياء احياء علوم [ دين ] « 1 » مشغول شود كه تصنيف شيعه است و پارهاى فكر كنند در احوال خود ، هرآينه ترك همه نموده ، مشغول رياضت نفس خود خواهد شد و لكن المرء عدوّ لما جهل ؛ و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
فصل سيوم از باب پنجم : ماتن ( ملا محمد طاهر ) در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد : از اين گفتگو معلوم مىشود كه حضرت آخوند غورى در گفتگوهاى ما ننموده ، متعرض جواب شدهاند ؛ بنا بر اين است كه گفتگوهاى نامناسب مىكنند . ما در اين رساله چنين گفتهايم كه در شهرى چند كه به شيعگى مشهور است ، مثل قم و حلّه و غير آن ، خانقاه قديم نمىباشد و در شهرهاى سنى خانقاه قديم بسيار است ؛ و از اين معلوم مىشود كه شيعيان طريقهء اهل خانقاه نداشتهاند و طريقهء ايشان غير طريقهء تابعان حلاج و بايزيد است ؛ و گفتگويى كه حضرت آخوند نمودهاند ، هيچ مناسبتى به گفتگوهاى ما ندارد .
و اين كه فرمودهاند كه عزلت از براى جهاد نفس مذموم نيست ، حق است ؛ به شرطى كه مستلزم ترك سنتهاى حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله نباشد ؛ مثل نماز در مسجد با جماعت كردن و قضاى حاجت مؤمنان نمودن . و امّا چلّه به عنوانى كه تابعان حلاج مىدارند ، موجب ترك بسيارى از سنتهاى حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله است ؛ بلكه باعث خبط دماغ و ظهور ماليخولياست ؛ پس بايد از آن اجتناب نمود و طريق اهل بيت پيش بايد گرفت ، و طريقهء اهل بيت در جهاد نفس آن است كه دست از فضول دنيا كشيده ، و با دل خالى در گوشهاى نشسته ، به تناول جلّاب ذكر مرگ مشغول شوند تا رفته رفته حبّ دنيا كه مادهء تمام مرضهاى نفسانى است ، به تحليل رود ؛ پس آنگاه به شربت حياتبخش ذكر اللّه و فكر در آلاء اللّه ، نفس را تقويت نمايند تا رفته رفته به كمال صحّت و عافيت رسد و شايستهء دخول خلوتگاه انس شود ، و لايق جلوس بر بساط شهود و حضور شود ، و قابل تكيه زدن بر متكاى رضا و تسليم گردد . و اين طرفه كه حضرت آخوند را گمان اين است كه ما احياء علوم را نديدهايم و مطالعه نكردهايم و گمان كردهاند كه نفس را به مجاهده و رياضت بسيار اصلاح نمودهاند ، عزيزا ! اگر چنانچه شما خود را به رياضت اصلاح نمىكرديد ، پس نفس شما چون مىبود ؟ واقع اين همه خشونت و درشتى با سبق آشنايى
هامش
( 1 ) . مقصود كتاب المحجة البيضاء اثر فيض كاشانى است .