تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
محجوب گردى . « 1 » و نقل شده كه بايزيد گفت : يك‌بار به خانهء كعبه شدم ، خانه را ديدم . و دويم بار خداى خانه را ديدم و سيوم بار نه خدا و نه خانه را ديدم . اى مسلمانان ! ملاحظهء اين كلمات نماييد و فكرى به حال خود بكنيد و از پيروى اين خراب‌كنندگان دين خدا پرهيز نماييد . فصل دويم از باب چهارم : محشّى [ مجلسى ] : چون مذكور شد كه افتراهاى جاهلان نسبت به علماى ربّانى مسموع نيست ، متوجه اين قسمت مقالات شدن مشروع نيست . با آن كه علامه حلى رحمه الله در شرح تجريد نقل كرده ، با بايزيد سقاى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بوده . « 2 » و چون مناسب بود حكايتى از استاد خود شيخ بهاء الدين محمد رحمه الله شنيدم كه مىفرمود كه با پادشاه مرحوم شاه عباس - انار الله برهانه - بر سر قبر امام‌زادهء بسطام رفتيم و بعد از زيارت گفتيم كه برويم به زيارت بايزيد . عالمى شيرازى با ما بود ، گفت : چه مىرويم بر سر قبر اين سنّى . من گفتم كه ، شيرازيان طعن سنّى بر جبل‌عامليان نمىتوانند زد ، و هنوز بر در خانه‌هاى شما نوشته است ، اين بيت : « سنيان لعن بر امام شما » / / « بر نماز على الدّوام شما » . او گفت كه ، بايزيد باعث قتل امام‌زاده شده . من گفتم : پادشاهم ! بايزيد را علامهء حلى در شرح تجريد نقل كرده كه او سقاى خانهء امام جعفر صادق عليه السلام بوده « 3 » و چون مدتى مديد در خدمت آن حضرت به سقايى مشغول بود و
هامش
( 1 ) . عطار ، تذكرة الاولياء ، ص 147 ( با تغيير عبارت ) . ( 2 ) . صاحب كتاب « توضيح المشربين » مىگويد كه مرد خردمند منصف ، بايد كه فصل اول و دويم باب سيم را مطالعه نمايد و در فصل اول و دويم اين باب كه باب چهارم است از اين كتاب ، تأمل كند . ماتن چيزى چند از جمعى از اكابر علماى شيعه كه يكى از ايشان علامهء حلى است ، در طعن بايزيد و حلاج نقل كرده ، و حضرت آخند آن بزرگان را همه جاهلان خوانده ، و گفتار ايشان را مزخرف نام كرده ، و قول ايشان را افترا شمرده ، و باز قول علامه را كه يكى از جاهلان است به اعتقاد او ، دليل بر مدعاى خود ساخته . . . مطلب علامه را نيافته ، پس به غير آن حمل بر بىشعورىهاى حضرت آخوند كنيم و گوييم ، در حال نوشتن اين كلمات ، مست عشق بوده و از خود خبر نداشته ، چاره نداريم . و بعد از اين چند كلمه ، صاحب كتاب « توضيح » تعداد اولاد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نموده و مدافن ايشان را نشان داده و بيان كرده كه امامزاده‌اى كه در بسطام مدفون است ، به واسطه ، امامزاده است و در زمان حضرت امام جعفر عليه السلام نبوده و آن حكايت كه حضرت آخند نقل كرده كه امام فرزند خود را رفيق بايزيد گردانيد ، غلط است و ثابت گردانيده كه بايزيد معاصر آن حضرت نبوده و به مدتى بعد از شهادت آن حضرت متولد شده ؛ چون فصل چهارم اين باب كه مشتمل بر اين مضامين است طولى داشت و اين حاشيه را گنجايش آن نبود ، اشارتى به آن مضامين نمود . پس هر كه را ميل اطلاع باشد ، به آن كتاب رجوع نمايد ؛ و الله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم و هو بكل شىء عليم . ( 3 ) . حلى ، علامه ، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، ص 422 . عبارت علامه چنين است : فأبو يزيد البسطامى كان يفتخر بأنه يسقى الماء لدار جعفر الصادق عليه السلام .