به هرحال ، على رغم موضع صحيح امام ، گروه خوارج از لشگر امام جدا شدند و در نهروان عليه امام صفآرايى كردند . خوارج قبل از اين جنگ به مداين رفته و عبد اللّه بن حباب كارگزار امام ( ع ) را به طرز فجيعى سر بريدند و شكم همسر حاملهء وى را دريدند و زنهاى ديگرى را نيز به قتل رساندند .
اين گروه بعدا به يك حزب پويا و فعّال تبديل شد و برخى از مخالفان حكومت اسلامى را زير چتر خود گرفت . اين حزب همان حزبى بود كه با دولت اموى مخالفت شديدى داشت . حزب خوارج پس از نهضت مكتبى ، قويترين نيرو به شمار مىرفت به علاوهء آنكه ، اعضاى آن افراد سنگدلى بودند كه از ريختن خون ابايى نداشتند .
چنانكه نقل شده است ، در جنگى كه بين خوارج و عبيد اللّه بن زياد در اهواز در گرفت چهل نفر از خوارج به فرماندهى « ابن حصن التميمى » 7 دو هزار نفر از افراد عبيد اللّه را شكست دادند ، اين برخورد در تاريخ ، واقعهاى منحصر بهفرد تلقّى مىشود .
اين حزب توانست براى مدّتى بر كوفه حكومت كند ، همچنان كه توانست در فرصتهاى ديگرى بر بصره و خراسان و مداين و بحرين و يمن و عمان سيطره يابد . مدّت حكومت حزب خوارج بر اين مناطق ، با يكديگر فاصلهء زمانى زيادى داشته است ، به اضافهء آنكه اين حزب توانست مدّتى بر سرنديب ( سريلانكا ) تسلّط يابد و حكومتى تشكيل دهد . خوارج كسانى بودند كه جريان مخالفت در شمال آفريقا ( مغرب - تونس - الجزاير - ليبى ) را تأييد ، و با يارى رساندن و تداركات ، ايشان را پشتيبانى مىكردند .
دوّم : جنبش زبيريها
در اينجا حقيقتى به چشم مىخورد كه قبل از پرداختن به نهضت زبيريها ، بايد بدان اشاره شود : پس از آنكه حكومت اسلامى از مسير شرعى و صحيح خود خارج شد ، سياست نيز ، بر مبناى فساد و مصالح شخصى و هوا و هوس در ميان امّت جريان گرفت و ارزشهاى والاى حضرت محمّد ( ص ) در سياست ، به دست فراموشى سپرده شد . زور و رشوه و نيرنگ ، ميزان و ملاك نامزدى هر خليفه بود و از اين جاست كه نقش امامان معصوم ( ع ) در بازگرداندن ارزشهاى محمّدى و برگرداندن خلافت شرعى و الهى به مجراى اصلى خود ، ظهور مىيابد . با الهام از اين بينش كه يكى از اصلىترين و اساسىترين بينشهاست ، حوادث تاريخى و سير دگرگونيهاى انسان در زندگى درك مىشود .
پدر عبد اللّه بن زبير بن عوام ، از كسانى بود كه در زمان پيامبر ( ص ) با كفّار جنگيده بود و بعد