دريافت مىكند . اين مسائل ، گسترش اختلافات را در ميان امّت اسلام نشان مىدهد و نيز ميزان نيرومندى و مشروعيّت حكومت آن زمان را مشخّص مىسازد ، در حالى كه برخى از مورّخان گمان مىكنند كه اين خليفهء اموى قويترين خليفهء بنى اميّه به شمار مىآيد . كار بدان جا رسيد كه مروان بن حكم به دنبال تشخيص تزلزل حكومت امويان تصميم گرفت با ابن زبير بيعت كند ولى « اشدق » به وى توصيه كرد تا مردم را به بيعت خود فراخواند 5 .
در اين اوضاع غير از جنبش مكتبى كه از آن سخن گفتيم ، جنبشهاى جديد ديگرى نيز شكل گرفته بود . در اينجا بايد مجموعهء جنبشهايى را كه در تاريخ ، همزمان با نهضت مكتبى صورت گرفته است ، بررسى كنيم ، زيرا شناخت اين جنبشها ، برداشت ما را از نهضت مكتبى عميقتر مىسازد . از جملهء اين جنبشها ، جنبش خوارج است .
[ برخى از جنبشهايى كه همزمان با نهضت مكتبى شكل گرفتهاند : ]
اوّل : جنبش خوارج
خوارج گروهى بودند كه از حكومت حضرت على ( ع ) جدا شدند . كتابهاى جديدى كه در دسترس ما هستند ، ايشان را جبههء راديكال يا حزب طرفدار اصلاحات اساسى در شؤون سياسى و اجتماعى و بنا به تعبير جديد جبههء راديكال افراطى مىنامند .
چرا و چگونه حزب خوارج تأسيس شد ؟
همانطور كه معروف است اين جنبش اعتقاد داشت كه ، قبول حكميّت به وسيلهء حضرت خطا بود ، اگرچه خود ايشان همان كسانى بودند كه بر قبول حكميّت پافشارى مىكردند : امام نيز با ايشان به جنگ پرداخت و به آنها چنين فرمود : « واى بر شما ! ايشان اصحاب معاويه » قرآنها را بالا نبردند مگر به خاطر آنكه شما قدر و قيمت آن را دانسته و ايشان از ارزش آن غافلند ، اين عده قرآنها را بالا نبردند مگر به سبب خدعه و مكر و حيله واى بر شما ، من با آنها جنگيدم تا به كتاب خدا گردن نهند ، زيرا ايشان فرمان خدا را عصيان كردند و كتابش را رها ، پس بر حق و هدف خود پايدارى كنيد و جنگ خود را با دشمنانتان ادامه دهيد . معاويه و ابن عاص و ابن ابى معيط و حبيب بن سلمه و ابن النابغه و جز آنها اهل دين و قرآن نيستند ، من آنها را بهتر از شما مىشناسم ، من ايشان را در كودكى و بزرگى مصاحبت كردهام ، آنها در كودكى بدترين كودكان و در بزرگى بدترين مردان به شمار مىآيند . 6 »
امام يك بار ديگر به خوارج چنين مىفرمايد : « چه چيز موجب شد بر ما خروج كنيد ؟ » گفتند . قبول حكميت در روز صفّين