مطالعه و عميقا اين حقيقت را احساس ، و ايمان زيادى به آن پيدا كرده است و به اعتقاد او تمدّن اسلامى نيز به سهم خود مرهون جنبش مكتبى است . از خلال بررسيهاى گذشتهء خود دريافتيم كه بدون ترديد ، تمدّن اسلامى به سهم خود پيوسته مديون جنبشهاى مكتبى بوده است . در اينجا به اين حقيقت پى مىبريم كه امام حسين ( ع ) با ريختن خون خود در كربلا ، ميليونها ميليون انسان را سيراب كرد و شهادت حضرتش صرفا براى برپايى ارزشهايى بوده است كه بار ديگر آنها را تكرار مىكنيم .
1 - وحدت ، عدالت و برادرى كه با نژادپرستى در تناقض است .
2 - توجه به شايستگيها كه اين ارزش نيز با حاكميّت روابط و رهبريهاى ناشايستهاى كه در آن روزگار بر سرزمينهاى اسلامى سيطره داشته است ، منافات كامل دارد .
3 - آزادى انديشه كه اين ارزش نيز ضد اختناق است .
4 - مساوات بين همهء طبقهها و همهء نژادها . اين همان ارزشى است كه جنبش مكتبى پيوسته از آن دفاع كرده است و ائمّه ( ع ) نيز در اين راه تلاش مىكردهاند .
اگرچه آرزو داشتيم كه جنبش مكتبى موفّق مىشد حكومت را به دست گيرد 1 و تغييرات لازم را اعمال كند ، ولى در حقيقت تغييراتى كه اين جنبش ايجاد كرد و دستاوردهايى كه به ارمغان آورد از تصوّر انسان خارج است .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد :
آيا وارثان قرآن و تاريخ مكتب و جنبش مكتبى و كسانى كه به خط ايشان معتقدند توانستهاند وظايف ناشى از اين وراثت را ادا كنند ؟ و آيا همينها هستند كه امروز رهبرى تمدّن اسلامى و انسانى را بر عهده دارند ؟ و آيا هم ايشانند كه امروز از آزادى و مساوات و عدالت دفاع مىكنند يا چنين نيست ؟
پايخ اين پرسشها بايد جنبهء عملى به خود بگيرد و از جنبه نظرى به دور باشد و نبايد تنها در دايرهء كلمات محدود شود .
از خداوند توانا مسألت داريم كه همهء ما را در اين كار بزرگ موّفق بدارد . درود هميشگى خداوند بر محمّد و اهل بيت پاك او و كسانى كه ايشان را به نيكى پيروى كردند .
پىنوشت :
( 1 ) - مقصود ما ، در اينجا تنها دوران ائمّه ( ع ) است .