تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
امام فرمود : « به خدا سوگندتان مىدهم آيا من شما را از قبول حكميّت باز نداشتم ؟ و شما بوديد كه نظرم را نپذيرفتيد ! و از آن‌جا كه شما جز حكميّت را نمىپذيرفتيد به قبول دو حكم گردن نهاديم تا بر طبق قرآن حكم كنند و آيا نگفتم كه اگر بر طبق قرآن حكم كردند با آنچه با قرآن مطابقت داشته باشد ، مخالفت نمىكنيم و از حكمى كه با قرآن هماهنگ نباشد ، مبرّاييم ؟ » خوارج گفتند : به ما بگو آيا حكم قرار دادن افراد در جان ديگران عدالت است ؟ حضرت فرمود : « ما هيچ كس را حكم قرار نداديم بلكه حكميّت را به عهدهء قرآن گذارديم و قرآن چيزى جز خطى مكتوب در ميان دو جلد نيست ، اين كتاب سخن نمىگويد بلكه ، انسانها هستند كه آن را بيان مىكنند » آنها در پاسخ گفتند : چرا در حكميّت ميان خود و ايشان زمان معيّنى را مقررّ كردى ؟ حضرت فرمود : « تا نادان واقعيّت را دريابد و دانا بر راه خود استوار باشد و اين‌كه شايد خداوند در اين آتش بس ، اوضاع امّت را اصلاح كند . به شهر خود درآييد » ايشان به دنبال فرمان امام ، به شهر وارد شدند تا اين‌كه دو حكم كار خود را به پايان رساندند . گفتگوى دو حكم در قريه‌اى به نام « حرور » در بيرون كوفه انجام شد . امام « عبد اللّه بن عباس » را نزد خوارج فرستاد ، عبد اللّه بن عبّاس ، نيز با ايشان بحث كرد و افراد بسيارى ، دلايل وى را قانع كننده يافتند و از نظر خود بازگشتند ولى عدّه‌اى همچنان بر موضع خود باقى بودند . حضرت پس از جنگ نهروان ، از اجساد ايشان عبور كرد و چنين فرمود : « قاتل شما در واقع همان فريبندهء شماست » . گفتند چه كسى ايشان را فريفت ؟ حضرت فرمود : « شيطان و نفس پليدشان »

آزادى انسان نزد على ( ع )

آنچه در زمان خلافت امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) جريان داشت امكان ندارد در هيچ حكومتى در دنيا - كه ادعاى دموكراسى دارد - تحقق يابد ، زيرا زمانى كه اصحاب امام ( ع ) اختلاف پيدا كردند و در جناحهاى متفاوت سازمان يافتند امام به استبداد كشيده نشد و براى تحميل خود بر ايشان به اعمال زور و ايجاد وحشت تمسّك نجست ، بلكه كمال آزادى را در عمل ، بر طبق خواست خود آنها يعنى قبول حكميّت ، به ايشان واگذار كرد على رغم آن‌كه حضرت فكر حكميّت را بشدّت ردّ مىكرد ، و امام به يقين مىدانست كه اين ترفند چيزى جز نيرنگى عظيم و دسيسه‌اى غير انسانى نيست .
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 87 | السيد محمد تقي المدرسي