بندگى بندگان خارج كنيم تا به بندگى خدا بپردازيد . »
اينها ، ارزشهاى اسلامى بودند ولى ، موالى و طبقات پايين جامعه ( كارگران ، كشاورزان ، پيشهوران و بازرگانان خردهپا ) در سرزمينهاى فتح شده خود را بردهء سروران ديگرى يافتند و چه بسا در برخى اوقات به بردگى همان سروران قبلى باقى مانده بودند زيرا امويان با « علوج » يعنى زمينداران 2 كه جزء طبقات خودكامه سرزمينهاى فتح شده محسوب مىشدند ، همداستان شده بودند و در برابر منافع مادّى ، حقّ استثمار و به بردگى گرفتن هموطنانشان را بديشان واگذار كرده بودند . اين طبقه ، نيز بر موالى و طبقات محروم ديگر تسلّط يافته بودند و بدون قاعده ، مالياتهاى فراوانى از ايشان دريافت مىكردند . طبقهء حاكمه ، به كشتار مردم محروم مىپرداختند و پشتوانه ايشان در اينگونه اعمال ، فاتحان عربى بودند كه مردم را با آوردن دين جديد به امنيّت وعده مىدادند ، در صورتى كه مردم عملا شاهد اجراى اصول اين دين نبودند . دليل ديگر بحران اخلاقى در آن زمان ، اين بود كه : در زمان بنى اميه ( زمان معاويه و پس از آن ) در سرزمينهاى اسلامى امنيّت تثبيت نشده بود .
سادهترين دليل اين مسأله ، سخن مورّخان در مورد زياد بن ابيه ( هنگامى كه از طرف معاويه به حكومت بصره برگزيده شد ) مىباشد . وى زمانى كه به بصره آمد دريافت كه قانون حاكم بر بصره ، همان قانون جنگل است . هيچ مردى هنگامى كه شبانه از خانهء خود خارج مىشد امنيّتى نداشت و زنان نيز چه در شب و چه در روز هيچگونه امنيّتى نداشتند . ربايندگان زنان هنگامى كه بر زنى وارد مىشدند به او چنين مىگفتند : « سه بار فرياد كن و ببين چه كسى براى يارى تو خواهد آمد ، در اين صورت تو را رها خواهيم كرد و الّا ما حق خواهيم داشت تو را با خود ببريم . » و عملا زمانى كه آن زن سه بار فرياد مىكرد ، هيچكس جرأت نداشت براى آزادى او از دست دزدان ، قدمى بردارد .
تنها زنى از اين اوضاع در امان بود كه ، مقام اجتماعى مشخّصى داشت و از خانواده و قبيله برخوردار بود ، فقط چنين زنى مىتوانست از دست اين جنايتكاران رهايى يابد . احساس مسؤوليّت اجتماعى كه اهتمام به امور مسلمين را شعار مىداد تقريبا در جامعه يافت نمىشد . شعارى كه مىگويد :
« كسى كه شب را به صبح برساند و به امور مسلمانان نينديشد مسلمان نيست »
زياد بن ابيه در چنين اوضاعى به بصره وارد شد ، در حالى كه مردم به كشتار يكديگر مشغول بودند و هيچ انسانى از دزدانى كه خانه و همسر و دارايى او را تهديد مىكردند در امان نبود .
زياد بن ابيه ، براى اولين بار در تاريخ اسلامى ، حكومت نظامى برقرار كرد ، وى اعلان كرد مردى كه شبانگاه از خانهء خود خارج شود سرش قطع مىگردد و نگهبانانى كه سر متخلّف را براى او بياورند پنجاه درهم پاداش مىگيرند ، از آنجا كه مردم بصره ، در آن زمان در فقر به سر مىبردند و طبقات
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٥٩