واقع از يك انديشهء مرده دفاع نمىكنيم و تنها به ذكر تاريخ و افرادى كه آمدهاند و رفتهاند ، نپرداختهايم بلكه ، مقصود ما دفاع از نظريهء انقلابى خلاقى است كه امّت و تمدّن اسلامى را ايجاد كرده است ولى اگر ساختار اين نظريه به وسيلهء يك گروه مكتبى پويا دوباره ريخته شود و احكام آن به اجرا درآيد و كلمه كلمهء آن تجسّم خارجى پيدا كند ، و به گونهاى صحيح تجلّى يابد ، مىتواند تمدّن جديدى را پىريزى كند . ولى دروغپردازيهاى يزيد و پدرش معاويه و هارون الرشيد و مأمون عباسى و جمعى ديگر از گروهكها ، توان تشكيل يك تمدّن جديد را ندارند .
سركشان ، يكديگر را يارى مىدهند
در حقيقت امروزه گروههاى زيادى از سردمداران جهان به چشم مىخورند كه از معاويه و يزيد و نظاير آنها بهترند . پس چرا برخى از افراد ، اصول حكومتى اين حاكمان و دمكراسى ايشان را رد مىكنند ، در حالى كه ديكتاتورى يزيد و تاريكيهاى روزگاران پيشين را مىپذيرند ؟
هر انسانى كه تاريخ صحيح اسلامى را نداند يا احمق است يا دچار تناقض فكرى است .
تقليد فرد از معاويه و دورى جستن از تفكّر اسلامى به چه معناست ؟
پىنوشت :
( 1 ) - الكافى ، ج 3 ص 210 .