تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
كثير الطلاق كه جز زن به چيزى نمىانديشيد هيچ مزيّتى براى در دست گرفتن حكومت نداشت . وى سخنش را چنين ادامه مىدهد : « يزيد شايسته‌ترين فرد براى خلافت بود و او بايد به جانشينى برگزيده مىشد . » وى ، سپس امام حسين و امام حسن ( ع ) را سرزنش مىكند . نويسندهء ديگرى مثل « حسن ابراهيم » تاريخ خود را از سخنان ناپسنديده و دروغ مشحون مىسازد . ما از اظهار اين سخنان به وسيلهء كسى كه خود را دكتر مىداند ، تعجّب مىكنيم ! اگر تحقيقات و نگارش او بدين‌گونه باشد ، در ميزان ارزيابى فكرى ، چه بهايى به القاب ميان تهى او مىتوان داد ؟ ! نوشته‌هاى اين مزدوران ، بر هيچ چيز جز بر انعكاس دروغ پردازيها و عقب‌ماندگيهاى روزگاران پيشين دلالت ندارد . ممكن است اين نويسندگان با گرفتن پول اجير نشده باشند ولى ، به هر حال مزدور فكرى به شمار مىآيند . اين نويسنده ( حسن ابراهيم ) هرگاه از امامى سخن مىگويد ، حتما به عيب‌جويى از ايشان مىپردازد . وى در قسمتى از كتاب خود چنين مىگويد : به نظر من دستور انهدام كعبه و كشتن اهالى مدينه ناشى از قاطعيّت يزيد بود زيرا ، ايشان از فرمان يزيد سرپيچى كرده بودند . وى در جاى ديگر چنين مىگويد : به اعتقاد من حسين در آوردن زنها و كودكان براى جنگ با يزيد خطا كرد . وى سخن خود را اين‌طور ادامه مىدهد : نظر من در مورد اين حركت حسين ، همچون نظر من راجع به شب عاشوراست و آنهايى كه ( مكتبيها ) معتقدند فرزندان توّابين « * » مىباشند ، به دليل آن‌كه پدرانشان خواستار امام حسين شده و موجب قتل او را فراهم آورده بودند ، احساس گناه مىكردند و مىخواستند اين احساس را از سينه‌هاى خود خارج كنند و به دنبال آن با اقدام خود ، اين احساس را از جان خويش دور كردند . اين است آراى يك دكتر مورّخ ، كه با وجود مقام علمى چنين سخنانى را اظهار مىدارد ! و ما سؤال مىكنيم كه : اين دروغ‌پردازيها چيست ؟ بدين سبب است كه ما وقتى بر رسالت خود باقى مىمانيم و از آن به دفاع برمىخيزيم در
هامش
( * ) بنا به ادعاى نويسنده ( حسن ابراهيم ) توّابين ، خود را فرزندان پيشگامان اين حركت ( سليمان بن صرد - مسيب بن نجبه الفزارى - عبد اللّه بن سعد - عبد اللّه بن وأل - رفاعة بن شداد البجلى ) مىدانستند - م .