درجه دوّم به شمار مىآمدند . موالى ، در سرزمين اسلام ( در عصر امويان ) همچنان بيگانه بودند .
موالى بعدا عليه قوانينى كه در حق آنان ظلم مىكرد ، شوريدند ، ايشان با عربها درهم آميخته بودند و مىتوانستند به عربى تكلّم كنند و فرزندان ايشان نيز عملا عرب شده بودند . در اين زمان ممكن بود دو حركت به وجود آيد .
اوّل : حركت كفر و ارتداد
معناى اين حركت آن بود كه ، ايرانيان به دين گذشتهء خود درآيند و براى خود گروهى را تشكيل دهند كه با آن با حكومت اموى بجنگند .
دوّم : اقدام به يك حركت مدافعانه از حقوق موالى زير پرچم اسلام
پايگاه اجتماعى جنبشهاى مكتبى
اگر ايرانيان و ساير موالى به بازگشت به دين گذشتهء خود اقدام مىكردند ، حتّى اگر در آغاز ، سركوب مىشدند ، ولى در آينده به موفقيّت مىرسيدند و موفقيت ايشان به از ميان رفتن حكومت عربى اموى و اسلامى منجر مىشد و ديگر از اسلام هيچ اثرى باقى نمىماند . ليكن آنچه رخ داد ، قيام امام حسين ( ع ) بود كه برنامهء حفاظت از شريعت اسلام و دفاع از حقوق مظلومان را در برداشت و پس از اين حركت بود كه دو گروه به تغذيه اين حركت مكتبى همّت گماشتند . اين دو گروه عبارت بودند از :
الف : گروه فقها و پارسايان و متدّينان و اهالى مسجد . اينان كسانى بودند كه غيرت و حميّت ، ايشان را به جلو مىراند زيرا ، شنيدند و با چشم خود ديدند كه امام حسين ( ع ) كشته شد و آنان همچنان ساكن و خاموش و بىحركت برجاى ماندند .
جنبش فقها و پارسايان
سليمان بن صرد ، ياران خود را گرد آورد و چنين گفت :
« ما مشتاق آمدن خاندان رسول اللّه ( ص ) بوديم و ايشان را به يارى كردن وعده مىداديم و به آمدن تشويقشان مىكرديم ، ولى همينكه آمدند سستى و عجز ورزيديم و با دشمنان ايشان آميزش كرديم و منتظر پيشامدهاى بعدى شديم تا اينكه فرزند رسول اللّه ( ص ) و پارهگوشت و خون او در ميان ما كشته شد ، هان ، بهپا خيزيد كه خدايتان خشمگين شده است . » 4
به دليل ابهت اين تراژدى و اهميّت اوضاع ، سخنان سليمان در ايشان اثر كرد ، و چطور ممكن بود كه اثر نكند . . . اين تراژدى در مرتكبان آن نيز اثر كرد . نقل مىشود كه عمر بن سعد كه خبيثتر