تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
1 - كوفه . . مدائن . . خراسان . . سند . . ماوراء النهر . اسامى جديد اين نقاط عبارتند از : كوفه . . بغداد . . تهران . . خراسان . . استانهايى از افغانستان و آذربايجان كه اكنون تحت حكومت روسيه است . 2 - كوفه . . واسط . . بصره . . هجر . . عمان . . سرنديب . . هند اسامى جديد اين نقاط عبارتند از : كوفه . . كوت و ديوانيه . . بصرهء خليج . . عمان . . سريلانكا . . استانهايى از هند ( ساحل هند ) تمامى اين نقاط تحت اشراف پايتخت يعنى كوفه ، بودند . حضرت على بن ابى طالب ( ع ) به اهميت كوفه پى برده بود و لذا پايتخت را از مدينهء منورّه به كوفه منتقل كرد ، و دليل آن اين بود كه كوفه مركز حكومتهاى اسلامى به شمار مىرفت .

وضع اجتماعى كوفه

مورّخان ، در تعداد ساكنان كوفه در آن زمان اختلاف دارند ، برخى معتقدند تعداد ساكنان آن 9 ميليون نفر بوده است ، زياده‌روى در اين رقم بسيار روشن است مگر آن‌كه كوفه را يك استان به شمار آوريم كه از شهرهاى كوچك مختلف و به هم پيوسته‌اى تشكيل شده باشد . گفته مىشود انبار ( مسيب ) در دروازهء كوفه قرار داشته است . كلمهء « كوفه » يك كلمهء عربى است كه اصل آن « كوفان » بوده است ، كوفان به منطقه‌اى گفته مىشود كه نگهبانى و دژبندى شود . در پاره‌اى موارد كوفه ، كوفان الجند ( دژ لشگر ، پادگان قشون ) ناميده شده است زيرا لشگر اسلامى كه عراق را فتح كرد ، در آن‌جا تمركز يافت از طرف ديگر مجموعه‌اى از موالى فارس زبان ، كه از قديم در منطقه سكونت داشته و به زراعت زمين اشتغال داشته‌اند در قريه‌هاى مجاور با سواحل فرات ، زندگى مىكرده‌اند . زمانى كه عربها ، خراسان و ماوراء النهر و هند و سند و خليج را فتح كردند ، اهالى اين نقاط ، وارد پايتخت ( كوفه ) شدند و در آن‌جا مجموعه‌هاى متنوع و اصيلى را تشكيل دادند .

حكومت اموى - نژاد پرست يا اسلامى

بسيارى از مورّخان را مىبينيم كه هنگام سخن از حكومت اموى ، عبارت : « حكومت عربى » را به كار مىبرند زيرا امويان بر تعصّب عربى متكى بودند و همان‌طور كه در آغاز گفتيم به ارتش عربى موجود در سوريه نيز اعتماد زيادى داشتند . در روزگار حكومت امويان ، موالى ( غير عربها ) ، از اسلام و حكومت دور بودند موالى على رغم آن‌كه مسلمان بودند لكن هيچ زمان « نژاد درجه اوّل » تلقّى نمىشدند و پيوسته از نژادهاى
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 39 | السيد محمد تقي المدرسي