از او يافت نمىشد زمانى كه داخل مسجد شد ( همان روزى كه سر امام حسين ( ع ) را آورد ) وجدانش به او هشدار داد ، وى به ابن زياد چنين گفت :
إملأ ركابى فضّة أو ذهبا * فقد قتلت السّيّد المهذّبا « * »
« من كسى را به قتل رساندم كه مادرش بهترين مادرها و پدرش بهترين پدرها بود . »
اين سخن از دهان كسى كه به گمان خود ، خويش را فاتح مىداند ، عجيب است . وقتى وجدان شخصى همچون عمر بن سعد به وى نهيب زند پس چگونه است حال فردى باايمان و پرهيزكار و درستكار كه دعوت امام به جنگ در ركاب ايشان را نپذيرفته باشد .
سليمان بن صرد و يارانش ، به اتفاق دويست نفر از زندانيانى كه از مخلصترين ياران امام حسين ( ع ) به شمار مىآمدند ، در زمان قيام امام حسين ( ع ) ، در زندانهاى ابو سفيان به سر مىبردند ولى ، پس از آزادى از زندان تصميم گرفتند به يك حركت انتحارى بر ضد يزيد و مأموران امنيّتى وى اقدام كنند ، منظور ايشان از اين قيام ، رسيدن به حكومت نبود بلكه ، صرفا خواهان آن بودند كه با به قتل رساندن عمر بن سعد و ابن زياد و اشعث و جنايتكاران ديگر ، انتقام امام حسين ( ع ) را از ايشان بگيرند .
اين عدّه حركت خود را در سال 61 ه . ق آغاز كردند ، اين جنبش در سال 65 ه . ق به شكل يك تراژدى به پايان رسيد . اين تراژدى تا حد زيادى شبيه جنبش امام حسين ( ع ) بود .
اين گروه در « رقه » نزديك شام با ابن زياد به جنگى مكتبى و واقعى پرداختند و عدهء زيادى از لشگر اموى را به قتل رساندند و قهرمانانه از خود پايدارى نشان دادند . برخى از ايشان زخمى و برخى ديگر كشته شدند . تعداد كمى از آنان به كوفه بازگشتند و مجروحان ، انديشهء يك حركت صحيح ناشى از اين جنگ را انتشار دادند .
در طول تاريخ ، هرچند وقت يك بار جنبشى نظير جنبش سليمان بن صرد ، ظهور مىكرد و عناصرى همچون ، فقها و پارسايان و اهالى مسجد به انقلاب عليه ظالمان قيام مىكردند .
جنبش سياستمداران و نظاميان
ب : در اينجا گروه دوّمى به چشم مىخورد كه عناصر آن با گروه اوّل متفاوت است ، اين گروه از عناصر زير تشكيل شده بودند .
1 - نظاميانى كه در جنگهاى اسلامى شركت كرده بودند و انگيزهء سياسى داشتند و معتقد
هامش
( * ) ركاب مرا خواه از طلا يا نقره پر كن زيرا كه من آقاى بزرگوارى را به قتل رساندم .