بودند كه اهل بيت براى خلافت ، از حق بيشترى برخوردار هستند .
2 - موالى غير عرب ، كه چارچوب عدالت اجتماعى مناسب را ، كه پيوسته آن را فرياد مىكردند در تشيّع يافته بودند .
3 - سياستمداران مجرّب و نظاميانى كه در متن حكومت و سياست بودند ايشان يا امير بودند يا وزير و يا والى . اينها نيز اعتقاد داشتند كه خلافت بايد از آن ائمّهء خاندان رسول اللّه ( ص ) باشد و بدينجهت جنبش خود را آغاز كردند .
اين گروه نهضتى پديد آوردند كه از وزنى سياسى برخوردار بود در حالى كه ، حركتهاى گذشته صرفا جنبهء دينى و عاطفى داشت . هدف از جنبشهاى قبلى دميدن روح انقلاب در امت بود ، حركت ايشان را مىتوان نظير هواپيماربايى يا گروگانگيرى در حركتهاى انقلابى امروز دانست .
اگر يك گروه انقلابى ، اقدام به ربودن هواپيمايى بكند ، چه موفق شود . و چه با شكست روبرو شود مىتوان گفت ، در واقع از ناحيهء سياسى و نظامى هيچ سودى عايد ايشان نمىشود بلكه ، اين عمل فقط به جهت تبليغاتى و به هيجان آوردن روح مبارزاتى و شناساندن اهداف آن گروه ، صورت مىگيرد . تعدادى از حركتهاى فقهاى دينى ، تقريبا به اين شكل بوده است .
اهداف جنبشهاى سياسى
حركتهاى سياسى ، داراى اهدافى متفاوت با حركتهاى دينى هستند زيرا ، هدف اين حركتها رسيدن به حكومت است لذا عناصر اين نهضت نقشههاى خود را متوجّه اين هدف مىكردند و اين ، همان كارى بود كه « مختار بن ابى عبيده ثقفى » بدان اقدام كرد .
پدر مختار بن ابى عبيده ثقفى ، يكى از اصحاب رسول اللّه ( ص ) و يكى از فرماندهان جنگهايى بود كه ، در زمان رسول اللّه ( ص ) درگرفت . وى همان كسى بود كه با لشگر اسلام راهى فتح عراق شد و از فرماندهان نظامى به شمار مىآمد .
مختار ، همنشين راوندى 5 نبود تا آنچنان كه گفته مىشود افكار سياسى مشخصى را ( ملّىگرايى ) از او دريافت كند ، بلكه وى در خانهء يك صحابى رشد يافته بود و از لشگرى اسلامى به شمار مىآيد كه فاتحانه وارد عراق شده است .
پدر مختار ابو عبيدة بن مسعود ثقفى ، از ياران حضرت على ( ع ) بود و حضرتش را براى خلافت شايسته مىدانست . مختار نيز فردى مكتبى بود كه تهمتهايى همچون ، كيسانى بودن او ناحق و بىمورد است زيرا لازمهء اين اتهام آن است كه مختار به امامت محمد بن حنيفه ، فرزند حضرت على