لشگر شام ، پايگاه نظام اموى
كسى كه تاريخ را مطالعه مىكند درمىيابد ، لشگرى كه معاويه آن را فراهم آورد ، نزديك 83 سال يعنى ، در تمامى مدّت نظام اموى به منزلهء ستون فقرات اين حكومت باقى بود .
حكومت اموى بر سازمانى نظامى با يك رهبرى نيرومند در سوريه تكيه داشت . اين لشگر ، نيروى سركوبگرى به شمار مىآمد كه ، انقلابات اسلامى در عراق و ساير كشورهاى اسلامى را سركوب مىكرد .
براى مثال ، زمانى كه حكومت اموى در مصر يا عراق در نتيجهء يك انقلاب ، در شرف نابودى قرار مىگرفت ، لشگر اموى وارد صحنه مىشد و اين انقلاب را سركوب و حكومت اموى را دوباره برپا مىكرد . مثلا در خراسان ، انقلابى به پا مىشود و حكومت به دست علويان يا زيديه يا خوارج مىافتد ولى ، لشگر اموى به زودى از دمشق حركت مىكند و فرسنگها راه را به طرف خراسان مىپيمايد و انقلاب را سركوب مىنمايد .
حقيقت آن است كه اعتماد كلى حكومت اموى بر لشگر مجهّز و نيرومند مستقر در سوريه ، بوده است .
حركت مكتبى پس از كربلا
دوّم : حقيقت دوّم همان است كه ، وضع جنبش مكتبى را پس از كشتهء شدن امام حسين ( ع ) در تاريخ براى ما روشن مىكند .
در ادامهء اين بحث سؤالاتى مطرح مىشود .
1 - عناصر موجود در اين جنبشها كدام بودند ؟
2 - طبيعت اوضاع اقتصادى و جغرافيايى كه اين عناصر در آن فرصت رشد مىيافتند چگونه بوده است ؟
3 - چرا برخى از اين جنبشها شكست خورد و بعضى ديگر به پيروزى رسيد ؟
كوفه پايگاه ائمّه و مركز انقلابات
كوفه پايتخت غير رسمى اسلام بود . اين شهر قويتر از بصره بود و از نظر تاريخى از قدمتى بيشتر برخوردار بوده است . كوفه به سرزمينهايى كه از مرزهاى آن به طرف هند پيش مىرفت ، از دو سو اشراف داشت :