اين ارتش را تشكيل مىدادند انتقامگيران و كينهتوزان اسلام بودند . معاويه ، خارجيان را نيز براى كشاندن به لشگر خود مىخريد .
رايزن رومى ، مدير اطّلاعات
معاويه « سرجون » را كه از طرفدارانش بود به عنوان مدير اطّلاعات نظامى برگزيد و مسووليتهاى زيادى به وى داد . اين مرد غير عرب فرماندهء شبه نظاميها و لشگريان روم بود ، ولى معاويه او را اجير و به سوى خود جلب كرد .
سرجون ، يك كارشناس نظامى بود . وى « يزيد » را نصيحت كرد تا « ابن زياد » را كه پس از جانشينى پدرش معاويه رقيب او بود ، كنار نگذارد . او به يزيد چنين گفت : ابن زياد به تو سود مىرساند و عملا نيز چنين شد . سرجون ، از طرف ديگر در متقاعد كردن فرماندهان نظامى و غيرنظامى كه از يزيد دورى مىكردند ، مىكوشيد تا ايشان به خدمت نظامى جذب شوند .
حزب اموى از اطرافيان خود ، مجموعهاى از مزدوران را تشكيل داد تا اينكه اين مجموعه ، ارتشى قوى و منظّم شد . عناصر تشكيل دهندهء اين ارتش ، ستيزگران قديمى و صاحبان وجدانهاى مردهاى بودند كه فقط دنبال ثروت مىگشتند .
تركيب ارتش اموى
در اينجا مجموعهاى ديگر از مزدوران بيگانه همچون سرجون و گروهش به چشم مىخورد ، معاويه ايشان را با پول خريده بود . معاويه فرزند خود « عبد اللّه » را به عنوان سفير خويش و مشرف بر روابط بين خود و روميها برگزيد .
حسان بن مالك ، كه رييس قحطان و رهبر اين قبيله در شام بود چون با مروان بن حكم بيعت كرد همان شرايطى را به مروان پيشنهاد كرد كه به معاويه و فرزندش يزيد و فرزند او معاويه بن يزيد پيشنهاد كرده بود و حاضر شد در عوض دو هزار مرد در اختيار مروان بگذارد ، يكى از شرايط او آن بود كه ، هنگام مرگ او پسر يا پسر عمويش جانشين وى شود ، حسان خواهان امتيازات ديگرى نيز بود از جمله اينكه حق سروسامان دادن به امور ، به جانشينان وى واگذار شود . مروان نيز بدان رضايت داد و خواستههاى وى را پذيرفت .
« مالك بن هبيره اليشكرى » خطاب به مروان چنين گفت : ما با تو بيعت نمىكنيم و همراه تو به جنگ نمىپردازيم مگر به خاطر متاع دنيا ، اگر ما آنچه را كه معاويه و يزيد دارند ، داشته باشيم ، تو را يارى مىدهيم و اگر جز اين باشد پس به خدا مردم قريش ، مردمان بدى نيستند ، مروان