تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
جستجو كنيم . حقايقى كه مىتوان از وراى صفحات تاريخ بدان پى برد كدام است ؟ در پاسخ به اين سؤال ، بايد گفت كه بررسى كاملى پيرامون اين حقايق ضرورى به نظر مىرسد ، هنگامى كه تاريخ ائمّهء معصومين ( ع ) را مىخوانيم ، به رواياتى برخورد مىكنيم كه مثلا فلان شخص در حالى كه فتح بن خاقان نزد امام ابى الحسن ( ع ) است ، خدمت امام ( ع ) مىرسد . در اين‌جا اين سؤال پيش مىآيد كه فتح بن خاقان كيست ؟ طبيعة بحار الانوار كتابى تاريخى نيست كه هويّت فتح بن خاقان را براى ما روشن كند پس بايد به كتابهاى تاريخى ديگرى رجوع كنيم . در تاريخ مىخوانيم « متوكّل عبّاسى چون به سامرا آمد » متوكّل كيست ؟ و ويژگيهاى زمان او كدام است و چگونه به سامرا آمد ؟ همهء اينها امورى هستند كه بايد به بررسى آن بپردازيم . در كجا بايد اين حقايق تاريخى را پيگيرى كنيم ؟ در تاريخ و پس از آن‌كه تاريخ را بدقّت مورد بررسى قرار داديم ، قادر خواهيم بود روايات را به خوبى درك كنيم 1 . و اگر كسى بخواهد روايات را چون برخى از خطبا كه بر منبر مىروند و آن را بدون در نظر گرفتن نتايج تاريخى و شرايط اجتماعى آن مطرح مىكنند ، بشناسد ، بايد گفت كه در اسلوب خطابه ، روش صحيحى را در پيش نگرفته است . شيوهء جديد نگارش تاريخ آن است كه ، مورّخان كار خود راحتى به بيان چگونگى زندگى فردى متمركز مىكنند مثلا ، به چگونگى شكل خانه‌هايى كه مردم آن روزگار براى سكونت مىساخته‌اند ، متمركز مىكنند بدين معنا : هر خانه شامل چند اتاق بود و آيا از يك طبقه تشكيل مىشده يا از دو طبقه ؟ وسايل رفاهى چگونه بوده است ؟ چاه خانه در كجا واقع بوده است ؟ چرا بايد به چنين مسائلى اهميّت داد ؟ زيرا پرداختن به اين امور براى خواندن تاريخ ، بينشى به ايشان مىدهد . وقتى در تاريخ مىخوانند كه فردى به چاه افتاد ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا چاه در وسط خانه قرار داشته يا در پشت خانه و چگونه بوده است كه كسى او را به هنگام افتادن نديده است - و مسائلى از اين قبيل آنها مىتوانند از خلال شناخت شرايطى كه فرد در آن به سر مىبرده است و از چگونگى وضعيّت زندگانى و حتى آشنايى با وضع مسكن او ، به حقايق تاريخى بسيارى دست يابند . لباس ، خوراك و چگونگى برخوردارى آنها از نور نيز روشنگر بسيارى از مسائل است . « جرجى زيدان » در كتاب تاريخ تمدّن اسلام ، به طرح مسائل بسيار دقيقى مىپردازد . براى مثال ، در تاريخ خود چنين مىنويسد : در شهر واسط چند هزار گرمابه وجود داشت . طبيعة اگر تعداد اين گرمابه‌ها را از يك فرانسوى يا يك انگليسى بپرسيد ، تعداد آن را پنج هزار خواهد دانست ، اين پاسخ برخاسته از يك حقيقت تاريخى نيست زيرا او هر گرمابه را به يك خانه اختصاص داده
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 347 | السيد محمد تقي المدرسي