است . ولى ، كسى كه به تاريخ رجوع كند در خواهد يافت كه براى هر منطقه يا هر محلّه يك حمّام وجود داشته است ، در اينجا اين سؤال پيش مىآيد : جمعيّت محلّهاى كه حمّام داشته ، چقدر بوده است ؟ بايد براى همهء اين پرسشها پاسخى صحيح بيابيم تا بتوانيم ساكنان يك شهر معين را از طريق تعداد گرمابهها و وسايل زندگى آن محاسبه كنيم و از آنجا ، به ارتباط جمعيّت اين شهر با نقش تاريخى آن پى ببريم ، از جويبارهاى يك شهر ، تعداد قصّابهاى آن شهر و ميزان گوسفندى كه روزانه ذبح مىشود ، نيز مىتوان به جمعيّت آن شهر پى برد .
اگر تاريخ به ذكر اين امور بپردازد ما خواهيم توانست تعداد جمعيّت آن را به دست آوريم .
چرا ؟
زيرا در اينجا مقدّمهء ديگر يا حلقهء دوّمى نيز هست و آن عبارت از آن است كه دانستن ميزان مصرف گوشت روزانهء يك منطقه ، بسيارى از مسائل را روشن خواهد كرد مثلا ، مردم مصر در هفته يك يا دو روز گوشت مىخورند در حالى كه مردم حجاز و عشاير آن هر روز گوشت مصرف مىكنند براى اينكه ، چگونگى تغذيه در هر منطقه با منطقهء ديگر تفاوت دارد .
بنابراين ، بررسى ما دربارهء روايات و مقاطع تاريخى و اخبار غير از آن ، بايد از خلال بينش كامل تاريخى صورت بگيرد بدين معنا كه ، بايد نخست به مطالعهء تاريخ و پس از آن به پژوهش در بارهء روايات پرداخت . با اين روش خواهيم توانست زندگى ائمّهء معصومين ( ع ) بويژه امامانى كه اطّلاعات زيادى از زندگى ايشان در دست نيست يعنى ، ائمّهء پس از امام رضا ( ع ) را درك كنيم و تنها از طريق بررسى تاريخ و شناخت شرايط مختلفى كه اين ائمّه ( ع ) در آن به سر مىبردهاند ، قادر خواهيم بود زواياى زندگى اين بزرگواران را به خوبى درك كنيم .
مثلا ، روايتهايى در باب معجزات و كرامات امام هادى ( ع ) ذكر مىكنند كه از همين روايتها مىتوانيم زندگى امام ( ع ) را درك كنيم و همين ما را وامىدارد كه زندگى حضرتش را بهتر بشناسيم و به صورت پراكنده به بررسى زندگى اين امام نپردازيم زيرا در تاريخ زندگى امام هادى ( ع ) امور مشخّص و معينى به چشم نمىخورد كه از وضوح قابل توجّهى برخوردار باشد و بتواند همه حوادث زندگى امام را گرد آورد . به همين سبب ناچاريم زندگى امام را به گونهاى مستقل مورد بحث قرار دهيم . اينك به ذكر نمونهاى از اين روايتها مىپردازيم : هنگامى كه كودك بودم با پدرم كنار خانهء متوكّل ايستاده بوديم و مردم بسيارى ، اعم از طالبيان و عبّاسيان و نظاميان در ميان حاضران به چشم مىخوردند ، قرار بود هرگاه امام هادى ( ع ) بدانجا وارد شود همگى به پا خيزند تا امام وارد منزل متوكّل شود . در اينجا برخى از حاضران به يكديگر چنين مىگفتند : چرا بايد براى پسر بچّهاى به پا خيزيم كه نه شرافت او بيش از ماست و نه سنّ او و نه علم و دانش او ؟ و بدين
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٤٨