چگونه بايد تاريخ جنبش مكتبى را مطالعه كرد ؟
سخن گفتن دربارهء برخى از ائمّهء اطهار ( ع ) آنقدر به درازا مىكشد كه آدمى نمىتواند همهء آنها را در يك بحث يا حتّى در يك كتاب بگنجاند ، مثلا بحث دربارهء حضرت على ( ع ) به تنهايى ده جلد كتاب را به خود اختصاص مىدهد ، چنانكه سخن گفتن از امام صادق ( ع ) نيز همين تفصيل را مىطلبد ، ولى هنگامى كه از زندگى امام ديگرى چون امام جواد يا امام هادى ( ع ) بحث به ميان مىآيد مادّهء سخن آنقدر اندك است كه به هيچ وجه تفصيلى در آن راه ندارد . آيا اين نشانگر آن است كه بعضى از ائمّه ( ع ) از غناى تاريخى بيشترى برخوردار و يا عالمتر و فقيهتر و فعّالتر از ساير ائمّه ( ع ) بودهاند ؟ هرگز چنين نيست . ولى ، پيش از آنكه به اين سؤال پاسخ دهيم بايد اين نكته را يادآورى كنيم كه ، ترور و كشت و كشتار و تعقيب عناصر جنبش مكتبى و تحت نظر داشتن فعاليّتهاى ايشان ، خود تشكيل دهندهء بسيارى از حوادث تاريخى است . امّا اوضاع طورى بود كه مورّخان را از بيان مشقّات ايشان باز مىداشت . با اين وجود اطّلاعاتى كه عملا به دست ما رسيده تا اندازهاى قابل ملاحظه است . على رغم آنكه بخشى از اين اطّلاعات توسّط حكومتها ، مصادره و يا سوزانده شده است ، ايجاد رعب و وحشت از طرف حكومتها ، مانع از آن بود كه مورّخان بتوانند حقايق تاريخى را آشكار سازند و اين مشكلى است كه تاريخ اسلامى ما پيوسته با آن روبرو بوده است . امروزه نيز سياست ، حقايق تاريخى را به بازى گرفته است ، به علاوهء آنكه اسباب ديگرى نيز از ظهور اين حقايق ممانعت كرده است .
پديدهاى كه با طرح اين سؤال به وجود مىآيد نشانگر دو مسألهء اساسى است :