اوّل : تقصير فاحشى كه در بررسى زندگى ائمّهء أطهار ( ع ) متوجّه دانشمندان و پژوهشگران است .
دوّم : وجود ويژگى معيّن تاريخى و شيوهء مورّخان . ويژگى تاريخى عبارت از آن است كه اعمال ائمّه ( ع ) به دو بخش تقسيم مىشود :
اوّل : پايهگذارى انديشهء انقلاب و نظاير آن .
دوّم : پيگيرى همان مسير براى رشد و گسترش آن ، براى مثال :
حضرت على ( ع ) ، جنبش مكتبى را با سازماندهيهاى گسترده و رهبرى آن ، بنيان نهاد و امام حسن ( ع ) همان مسيرى را پيمود كه حضرت على ( ع ) آن را آغاز كرده بود . امام صادق ( ع ) نيز بعد فقهى جنبش را بنا نهاد و امام كاظم ( ع ) در اين زمينه به فعّاليت نپرداخت مگر براى گسترش آنچه قبلا بنا شده بود و از همينجاست كه زندگى هر امامى مملو از حوادثى گوناگون است و احاديث بسيارى از زندگى او ضبط مىشود چرا كه او حركتى را بنا نهاده است . در كنار امام بنيانگذار ، امام ديگرى وجود دارد كه زندگى او انسان را به شگفت نمىآورد زيرا او تنها همان حركت قبلى را ادامه داده و از آن پشتيبانى كرده است ، ممكن است چنين به نظر آيد كه امام اوّل برتر از امام دوّم است در صورتى كه اينطور نيست زيرا ممكن است اهميّت كسى كه موجب گسترش بنايى شده ، بيش از كسى باشد كه آن را پايهريزى كرده است يا لااقّل ، اهميّت و ارزش او با بنيانگذار آن برابر است . كسى كه برق را اختراع كرده ، فرد باارزشى بوده است ولى چه بسا ، آن كسى موجب گسترش برق در سراسر دنيا شده ، و رفاه همه جانبهء زندگى انسانها را فراهم آورده است ، ارزشى بيش از مخترع آن داشته باشد و از همينجاست كه خاتم الانبيا ( ص ) را بزرگترين پيامبر خدا مىدانيم .
بعد ديگر قضيه ، همان چيزى است كه از عظمت زندگى امام و قصور تاريخ در بررسى زندگى حضرتش استنباط مىكنيم .
زندگى امامانى كه با جنبشهاى اسلامى و جريانات فكرى و سياسى در تماس بودهاند ، پر از اخبار و احاديث است . چرا ؟
براى اينكه تاريخ ، اين حوادث را حفظ كرده است به طورى كه در آن رنگى از كشمكش و اختلاف فكرى و سياسى به چشم مىخورد و بسيار طبيعى است كه اين اختلافات حفظ شود زيرا در آن هيجاناتى وجود داشته ، كه موجب شده است ، مورّخان بيش از مسائل ديگر به آن توجّه كنند در حالى كه زندگى امامانى كه تماس مستقيمى با مذاهب ديگر نداشتهاند ، در كتب تاريخى همچنان غير مدوّن باقى مانده است آن هم نه به سبب نبودن مسائل ارزشمند بلكه ، به سبب عدم تدوين مسائل برجستهاى كه در زندگى هر امامى به چشم مىخورد .
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٤٥