تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
خواهم زد . حاضر گفت : در اين صورت در پيشگاه خدا از تو دادخواهى خواهم كرد . خليفه گفت : به خدا سوگند يا او را مىآورى يا تو را خواهم كشت و الّا فرزند مهدى نيستم . « حاضر » گفت : به خدا سوگند ، اگر احمد بن عيسى در زير پاى من بود پايم را برنمىداشتم تا تو او را ببينى ( و هيچ‌گاه راضى نخواهم شد كه ) فرزند رسول اللّه ( ص ) را به تو تحويل دهم ، تا او را بكشى ؟ هرچه مىخواهى بكن . خليفه دستور داد تا گردنش را زدند بدين‌ترتيب « حاضر » نيز به شهادت رسيد . اينها نمونه‌هايى از افرادى بودند كه احمد بن عيسى تا زمان مرگ به تربيت آنها همّت گماشته بود . حكومت به اين هم بسنده نكرد بلكه ، براى دستگيرى احمد به نيرنگ ديگرى دست زد . حكومت اطلاع يافت كه احمد در اهواز به سر مىبرد ، بدين‌ترتيب فردى را بدان‌جا فرستاد و پس از آن‌كه احمد بن عيسى او را از طرفداران خود دانست راهى مصر و آفريقا شد - احمد اين تصميم را به پيشنهاد همين مرد گرفته بود - احمد مصر و آفريقا را براى فعاليت خود مناسبتر مىديد زيرا جاسوسان بنى عبّاس به آن مناطق راه نيافته بودند . حكومت بنى عبّاس تنها به فرستادن همين فرد به اهواز اكتفا كرد زيرا ، به خوبى مىدانست كه اگر ، ارتش يا نيرويى مانند آن را بدان سو گسيل دارد ، پيش از آن‌كه اين ارتش قدمى به سوى اهواز بردارد ، احمد آگاهى خواهد يافت و به همين سبب حكومت عبّاسى چنين صلاح ديد كه بهترين شيوه همان است كه همان فرد نزد احمد برود و خود را از عناصر مكتبى معرفى كند . بدين‌ترتيب احمد پيشنهاد آن مرد را پذيرفت و توافق كردند كه با كشتى به واسط و از راه كوفه به فرات و شام و از آنجا به مصر روند به شرط آن‌كه آن مرد براى برآوردن پاره‌اى ما يحتاج خود در واسط آنها را ترك گويد ، سوار كشتى شدند و چون به واسط رسيدند آن مرد از آنها جدا شد ولى تعدادى از دست‌نشانده‌هاى خود را براى مراقبت از احمد و ياران خاصّ او در كشتى باقى گذارد . در بين راه تعدادى از ماموران اخذ ماليات نزد ايشان آمدند و اطرافيان آن مرد به آنها گفتند كه از ياران و خدمتگزاران ابى الساج ( يكى از مقامات عالى رتبهء عبّاسى ) هستند كه مشغول انجام ماموريت مهمّى مىباشند و از ماموران اخذ ماليات خواستند كه ايشان را رها كنند . احمد بن عيسى و يارانش از اين گفتگو به حقيقت پى بردند و چون اندكى ديگر راه پيمودند احمد بن عيسى گفت : به خشكى درآييم تا نماز بگزاريم و بدين‌ترتيب از كشتى خارج و در ميان نخلستان متفّرق و مخفى شدند و سپس از نظر كارگزاران ابو الساج دور گشتند ، نقشهء آنها اين بود كه در خاتمهء اين سفر احمد و يارانش را در كشتى دستگير كنند . همهء اين تلاشها نشانگر خطرى است كه وجود احمد بن عيسى براى حكومت عبّاسيان دربر داشته است . از ديگر كسانى كه مخفى شدند ، عبد اللّه بن موسى بن حسن بن حسن بن على بن