تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
هرگز نمىتوان اهميّت امام ( ع ) را در خواندن اين اشعار و آمدن ايشان نزد خليفهء عباسى دانست زيرا ممكن است در تاريخ هر پارسا يا آزاده‌اى سخن حقّى را در برابر حاكمى ظالم بر زبان آورد بلكه مهمترين كار امام هادى ( ع ) در طول زندگى خود رهبرى امّت و رشد جنبش مكتبى آن و به جلو راندن اين امّت و رساندن آن به ساحل رشد و هدايت بوده است . حسن بن اسماعيل ، سالخورده‌اى از اهل نهرين چنين روايت مىكند : با يكى از اهالى قريهء خود و با اشيايى كه همراه خود داشتيم ، به سوى امام هادى ( ع ) روان شديم ، يكى ديگر از اهالى قريه نامه و هدايايى به ما داد تا تقديم امام كنيم ، اين فرد از ما خواست تا به امام ( ع ) سلام برسانيم و از حرمت و حليّت تخم فلان پرنده جنگلى از ايشان سؤال كنيم . ما نيز خدمت امام ( ع ) رسيديم و آنچه را همراه خود داشتيم به كنيز ايشان تسليم كرديم . در اين هنگام فرستادهء سلطان در پى امام آمد و قبل از آن‌كه چيزى بگوييم امام ( ع ) سوار بر مركب خود شد و ما نيز از خدمت ايشان مرخص شديم و فرصت طرح سؤال را نيافتيم ، چون به خيابان رسيديم امام ( ع ) خود را به ما رساند و با زبان نبطى به دوست من چنين گفت : « سلام مرا به او برسانيد و بگوييد كه خوردن تخم فلان پرنده جايز نيست زيرا اين پرنده از حيوانات مسخ شده است . » از محمّد بن فرج ، روايت شده كه گفته است : امام هادى ( ع ) به من چنين نوشت : ( امور خود را سروسامان بده و مراقب باش ) وى مىگويد : من نيز به سروسامان دادن امور خود پرداختم زيرا مىدانستم مقصود امام ( ع ) از اين سخن چيست . تا اين‌كه فرستاده‌اى بر من وارد شد و مرا در غلّ و زنجير آهنين همراه خود برد و همهء اموالم را مصادره كرد . هشت سال در زندان بودم تا اين‌كه نامه‌اى ديگر از امام هادى ( ع ) دريافت كردم ، اين در زمانى بود كه هنوز در زندان به سر مىبردم ، حضرت در نامهء خود چنين فرموده بود : « در نقطهء غربى توقّف نكن . » پس از خواندن نامه ، پيش خود چنين انديشيدم كه امام هادى ( ع ) مرا از توقّف در غرب باز مىدارد در حالى كه من همچنان در زندانم و اين مسأله به نظرم عجيب مىرسيد ، ولى پس از چند روز از زندان رها شدم و بندهايم گشوده شد و راه خروج از زندان بر من باز شد . محمّد بن فرج چون به عراق رسيد به پيروى از دستور امام هادى ( ع ) در بغداد هيچ‌گونه توقّفى نكرد و مستقيما به سامرا رفت 7 .
هامش
- كجايند آن چهره‌هاى ناز پرورده كه براى محفوظ ماندن ، آنها را در ميان پرده و پوشش نگاه مىداشتند . هنگامى كه قبر ايشان براى پرسش باز شود پرسشگران از صورتهايى كه طعمه كرم شده است ، پرسش مىكنند در طول زمان چه بسيار خوردند و آشاميدند ولى امروز پس از خوردن بسيار ، خود طعمه جانورانند .