رسيدم فتح بن خاقان بر در ايستاده بود ، وى گفت : اى مرد شبانه در خانه چه مىكنى كه او ( متوكّل ) آنقدر كه تو را طلبيد مرا خسته كرد ، به مجلس متوكّل درآمدم ، وى بر بستر خود نشسته بود . در اين هنگام رو به من كرد و گفت : اى موسى ! ما از تو غافليم و تو نيز خود را از ما پنهان مىكنى ، [ مگر ] از تو چه چيزى نزد من است ؟ گفتم : فلان مال و فلان حقوق و براى او امورى را برشمردم ، وى نيز دستور پرداخت همه آنها را ، بلكه به مقدار بيشتر ، صادر كرد . پس از آنكه از مجلس متوكّل بيرون شدم به فتح گفتم : آيا امام هادى ( ع ) به اينجا آمده است ؟ وى پاسخ داد : خير . گفتم : آيا نامهاى نوشته است ؟ فتح پاسخ داد : نامهاى نيز ننوشته است . در حال برگشتن بودم كه فتح همچنان كه پشت سر من مىآمد چنين گفت : ترديدى ندارم كه تو از امام خواستهاى تا براى تو دعايى كند ؛ من نيز از او التماس دعا دارم . چون بر امام ( ع ) وارد شدم حضرت فرمود : « تو را شاد مىبينم . » عرض كردم : به بركت وجود تو اى سرور ، ولى به من گفتند كه تو نزد متوكّل نرفتهاى و از او چيزى نخواستهاى .
امام ( ع ) فرمود : « خداوند مىداند كه ما در كارهاى مهم تنها به او روى مىآوريم و در شدايد جز به او توكّل نمىكنيم ، خداوند نيز ما را چنين عادت داده است كه هرگاه از او چيزى بخواهيم او نيز خواست ما را برمىآورد و مىترسيم كه مبادا به او پشت كنيم كه او نيز در اين هنگام به ما پشت خواهد كرد . » عرض كردم : فتح از تو التماس دعا دارد . امام ( ع ) فرمود : « او در ظاهر به ما دوستى مىورزد ولى در باطن از ما دورى مىكند . دعا براى دعاگوست ، هرگاه خود را در فرمانبردارى از خدا خالص گردانى و به حق رسول اللّه ( ص ) و ما اهل بيت اعتراف كنى ، هرآنچه از خدا خواهى مستجاب خواهد شد . » عرض كردم سرورم دعايى ويژه بر من تعليم كن . حضرت فرمود : اين دعايى است كه آن را بسيار مىخوانم و از خدا خواستهام هركه پس از من آن را در مزارم خواند نااميدش نسازد ، اين دعا چنين است : « يا عدّتى عند العدد و يا رجايى و المعتمد و يا كهفى و السند و يا واحد يا احد يا قل هو اللّه احد و أسألك اللّهم به حق من خلقته من خلقك ، و لم تجعل فى خلقك مثلهم احدا ان تصلّى عليهم و تفعل بىكيت و كيت « * » 5 » .
انسان زمانى بايد به دعا بپردازد كه شايستگى آن را يافته باشد و تنها زبانش را براى دعا به كار نگيرد تا خداوند متعال به دعاى او بركت دهد و آنچه را كه از امور خير خواسته است ، در اختيار او گذارد و اين سخن امام كه « دعا براى دعاگوست » به تعبير روات ، مفهومى جز اخلاص فرد در برابر خدا ندارد . مسأله مهمّ آن است كه اقبال زياد اين گروهها ، به امام هادى ( ع ) نشانگر نقش
هامش
( * ) اى يار و ياور من در هنگام قيامت و اى اميد و اطمينان من و اى پناهگاه و پشتيبان من ، اى يگانه و يكتا و اى آنكه خود گفتهاى تو را به يگانگى بخوانيم ، تو را به حق آنچه آفريدهاى و تو را به حق آن دسته از آفريدگان خود كه نظيرى براى ايشان قرار ندادهاى سوگند مىدهم كه برايشان درود بفرستى و فلان خواست مرا برآورى . 5 »